سقط جنین

در این مطلب قصد دارم راجع به سقط جنین بنویسم بدون اینکه در مورد درستی یا نادرستی آن قضاوتی داشته باشم چرا که معتقدم هر گونه قضاوت، بستگی به پارامترهای و مقدمات زیادی دارد (که به تعدادی از آن‌ها اشاره خواهم کرد). برای نشان دادن صحت قضاوت باید ابتدا هر یک از این مقدمات اثبات شوند که خیلی‌هایش از عهده من خارج است بقیه‌شان هم از حوصله‌ام! لذا در این نوشته صرفا قصد دارم به ذکر برخی از آن مقدماتی بپردازم که به روشن‌تر شدن موضوع برای من کمک کرد.

اما اصل مطلب:

به نظر من پس از شکل‌گیری نطفه، زمانی وجود دارد که جنین هر موجود جزء افراد آن گونه طبقه‌بندی می‌شود. مثلا در مورد انسان، مقطعی از رشد وجود دارد که پس از آن جنین انسان رسما جزء انسان‌ها طبقه‌بندی می‌شود. اینکه این زمان دقیق کی است را من نمی‌دانم. می‌تواند درست پس از شکل‌گیری نطفه باشد، می‌تواند چند ماهگی جنین باشد، می‌تواند از بدو تولد باشد و می‌تواند چند سالگی کودک باشد. هر موقع که هست، پس از این زمان حکم انسان شامل این کودک/نوزاد/جنین می‌شود.

بنابراین اگر فردی عقیده دارد کشتن انسان‌ها غلط است، به همان ترتیب کشتن کودک/نوزاد/جنین هم درست نیست (بسته به اینکه چه زمانی او را انسان حساب کنیم).یعنی اگر فردی معتقد باشد جنین انسان هم انسان است، این فرد تحت هیچ شرایطی نباید با سقط جنین موافق باشد (مگر یک حالت که در ادامه خواهم گفت).

حال یک نفر ممکن است بگوید باشد من از همان چندماهگی جنین را هم انسان حساب می‌کنیم اما اگر بعد از آن زمان و قبل از تولد فهمیدم مشکلی دارد، مثلا اگر به دنیا بیاید فلج می‌شود، در این صورت سقط را مجازمی‌شمارم چرا که آن کودک اگر به دنیا بیاید زندگی‌ بسیار سختی خواهد داشت. اما به نظرم در صورت پذیرفتن انسان بودن جنین، این کار صحیح نیست مگر فرد به اتانازی (مرگ از روی ترحم) هم معتقد باشد. چرا که این کار درست مثل کشتن یک کودک یک ساله فلج است یا یک جوان ٢٠ ساله که قطع نخاع شده است. زیرا حکم یکسانی در مورد همه این انسان‌ها صادق است.

حالا با این حساب به نظر من (یا حداقل برای من) دعوای اصلی سر این می‌شود که جنین را از کی انسان حساب کنیم؟ درست پس از شکل‌گیری نطفه؟ یک زمانی در دوره حاملگی؟ و یا پس از تولد؟ که همان‌طور هم که بالاتر گفتم، این زمان را من نمی‌دانم و  اهل فن و متخصصان باید معین کنند.

شاید این مطلبی که نوشتم خیلی بدیهی به نظر برسد اما این‌گونه فکر کردن به خود من خیلی کمک کرد که بفهمم آیا با سقط جنین مخالفم یا موافق و چرا این موضع را دارم.

 

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد !

http://www.imdb.com/title/tt1032846 http://www.imdb.com/title/tt0467406 این ها رو دیدی حسام؟

محمدحسین

ایول حسام. بیش از 40 درصد زنان حداقل یک بار این عمل رو انجام می‌دهند. یعنی در عصر کنونی نیمی از جامعه‌ی بشری قاتل هستند (+مردی که به این کار ترغیبشون می‌کنه یا بی‌تفاوت راه خودش رو می‌ره). یعنی حداقل نیمی از آدم‌هایی که در دنیا ممکنه باهاشون سر و کار داشته باشی، تا حالا یک بار برای حفظ آبروی خودشون یا کمی زندگی راحت‌تر، از جان یک انسان بی‌گناه که بهشون پناه آورده هزینه کرده‌اند. کل جنگ‌ها و اتفاقات غیرانسانی عصر حاضر در برابر این پدیده ناچیزند. فکر کردن به این مسئله همیشه من رو به حس بدی رسونده. http://www.abortionno.org/Resources/fastfacts.html

محمود

اگر به اختیار و آزادی مطلق اراده انسانها معتقد باشیم باید این حق رو برای یک نفر که زندگی براش سخت شده و دیگه نمیخواد به زندگی ادامه بده قایل شد که خودکشی کنه. ولی حق زندگی رو از یک انسان(جنین) که معلوم نیست بخواد زندگی کنه یا نه(مثلا اگه فلج به دنیا میاد یا...) نمیشه سلب کرد. فکر میکنم واضحه. به قول خودت می مونه اینکه یک جنین از کی جنین به حساب میاد. یعنی از کی دارای روح میشه و از حالت حیات نباتی خارج میشه. که حول و حوشش از لحاظ پزشکی فکر کنم معلومه و دقیقش رو چون نمیشه معلوم کرد احتیاط واجب است!! :دی

عیدانه

در پس هر جنین سقط شده یک زن آسیب دیده اجتماعی دیده می شود.وقتی در جهان معاصر علیرغم شعارهای مبتنی بر تساوی زن و مرد شاهد خشونت و تجاوز و استفاده ی ابزاری از زنان و کودکان و..هستیم سقط جنین کنایه ی کوچکی است از خواست زنان امروزی! برای ارتقای جایگاه به شدت متزلزل و حقیرانه شان در جامعه ی اصلا مردانه ای که برای بدست آوردن کمترین ها بیشترین هزینه ها را باید پرداخت.

عیدانه

آقای محمد حسین کدوم اصول اخلاقی به شما اجازه میده در برخورد با آدمهای دنیا اونها را به چشم کسانی نگاه کنید که تا حالا یک بار از دیگری هزینه کردند!!؟ضمن اینکه اصطلاح پناه آوردن در باره ی جنین صدق نمیکنه.

عیدانه

به نظر من (یا حداقل برای من) دعوای اصلی سر این می‌شود که چرا باید این کار صورت بگیرد؟ نه اینکه جنین را از کی انسان حساب کنیم. بنابراین فکر می‌کنم دچار آسیب اجتماعی بودن در هر دو حالت به بحث شما البته که ربط دارد.چون در هر دو حال تبعاتی برای این کار را باید مفروض دانست.و تصمیم گیری در این مورد (منهای حالاتی مثل سلامت مادر و جنین و ..) دقیقا به باورهای والدین بازمیگردد که در جریان زندگی اجتماعی شان رخ می دهد.من فکر میکنم نمیشود مساله سقط جنین را مطرح کرد بدون اینکه مسائل پیرامونی ی آن را بررسی کرد و فقط درباره ی انسانیت جنین تامل کرد.

عیدانه

پس با این تفاسیر در جهان "انسان گرگ انسان" مساله ساده تر از اینهاست."چهارچوب فکری پذیرفته شده هر کسی و اصول اخلاقی افراد" ...که اصلا یافت می نشود و سقط جنین بین موضوعات مختلف کمرنگ و نا پیداست.

عیدانه

اگر یک چهارچوب اخلاقی کلی تعریف شود درست یا غلط بودن را می شود تعیین کرد اما تصمیم هر فرد "با توجه به چهارچوب اخلاقی خودش" نسبی هست و نمیشه به نتیجه ی کلی رسید.در نهایت شما اشاره نکردید مخالفید یا موافق و چرا این موضع را اتخاذ کرده اید؟

آزاده

اوووو..... چه بحثیه اینجا! نمیذارید که آدم ساکت باشه![چشمک] اینقدر این نوشته جای صحبت داره که کلا آدم تصمیم میگیره بگه : بدون شرح (یا شاید هم غیر قابل شرح!)[شوخی] اگه کتابهای اخلاق بزشکی رو یه نگاه بندازید کمی نگرش و قضاوتها رو واقع گرایانه تر میکنه... به هرحال همیشه دانش بیشتر به قضاوت بهترو درست تر کمک میکنه. اگه وقت شد یه مطلب (به دور از اصطلاحات بزشکی) در همین مورد براتون جمع و جور میکنم که اگه واقعا این مساله ذهنتون رو درگیر کرده به حلش کمک کنه. شاد و بیروز باشید.

آزاده

با یه تاخیر نسبتا طولانی ؛ این مطلب رو بخونید: http://neurologists.persianblog.ir/post/169/ مواردی رو که سقط جنین رو مجاز دونسته ذکر کرده. تقریبا همشون جزء بیماریهای لاعلاجی هستن که مرگ بعد از تولدشون توی فاصله زمانی کوتاهی ،" قطعیه"... شاد و پیروز باشید[لبخند]