بی‌ربط‌ها

بی‌ربط ١: توصیه می‌کنم این مطلب مصطفی ملکیان را حتما بخوانید به خصوص اگر دغدغه دین دارید:

تاثیرات اجتماعی بهم نادرست از دین

به نکات زیبا و مهمی اشاره کرده است. من جمله یک فهم نادرست خیلی رایج از دین و آن مترادف دانستن دین‌داری با مالک حقیقت بودن است و نه طالب حقیقت بودن. این باور غلط به شدت در جامعه ما رواج دارد و  باعث می‌شود که من اسما مسلما خودم را سعادت‌مند و عاقبت‌به‌خیر بدانم و هر آنکه مسلمان نیست، ولو خیلی هم آدم خوبی باشد را بیچاره و بدبخت فرض کنم.

طولانی است اما تضمین می‌کنم که به خواندنش بیارزد.

 

بی‌ربط ٢: این قضیه شرکت کردن افراد در مراسم تنفیذ رییس جمهور و کاهش محبوبیت‌شان برای من محل سوال است. مثلا آقای محمدرضا شریفی‌نیا را در نظر بگیرید که چون رفته است تنفیذ یک دفعه از اوج محبوبیت به حضیض منفوریت افتاده است! یا مثلا افشین قطبی یا بقیه. مگر محمدرضا شریفی‌نیا یا افشین قطبی به خاطر گرایش‌های سیاسی‌شان محبوب بوده‌اند که حالا منفور شده باشند؟ تا جایی که من می‌دانم اولی به خاطر هنر بازیگری‌اش معروف شده بود و دومی به خاطر شیوه مربی‌گری‌اش. این دو تا هم هیچ دخلی به گرایش‌های سیاسی آدم‌ها ندارند. حالا با شرکت در مراسم تنفیذ کدام‌یک از این دو تحت تاثیر قرار می‌گیرد که باعث افت محبوبیت شوند؟ شاید این دو واقعا از صمیم قلب رییس جمهور را دوست داشته و به همین دلیل در مراسم شرکت کرده‌ باشند. بله اگر به علت پاچه‌خواری این‌کار را کرده باشند محل ایراد است و کاهش محبوبیت. ولی از کجا معلوم است این؟ نیت قلبی یک نفر را چطوری تعیین می‌کنند که از رویش قضاوت هم بکنند؟ خلاصه مطلب اینکه از نظر من دوست‌داشتن و نداشتن یک نفر فقط و فقط به ‌خاطر گرایشات سیاسی‌اش بسیار ناپسند است.

/ 7 نظر / 12 بازدید
سعید

مطلب ملکیان مطلب خوبی بود حسام. هر چند من فکر می کنم که الان مشکل امثال ما بیشتر چیز دیگه ایه. من اعتقاد دارم که جمود و تمامیت طلبی دینی که در حال حاضر قدرت رو در دست داره رفتنیه. دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. اما مشکل امثال ما بیشتر از اون وریه. مشکل بی اعتقادی و بی هویتی روزافزون. چندتا از اطرافیانمون رو می شناسیم که عقیده جدی ای درباره موضوعی داشته باشن که به این سادگی ها حاضر نشن در موردش کنار بیان؟ تو خودمون چقدر از این عقیده ها سراغ داریم؟!

شیرین

مقاله استاد ملکیان واقعا عالی بود. در مورد نکته دومتون من فکر میکنم دلایل محبوبیت امثال آقای قطبی وشریفی نیا فقط هنر بازیگری یا شیوه ی مربی گریشان نبوده (چون مثلا خیلیها از آقای قطبی بهتر مربی گری میکنند ولی به اندازه ی ایشان محبوب نیستند)بلکه به دلیل مردمی بودنشان است یعنی مردم اونها رو از جنس خودشون میدونستند.حضور در مراسم تنفیذ رییس جمهوری که مردمی نیست و همراه نشدن با مردم می تواند آن محبوبیت را از بین ببرد.درست بر عکس استاد شجریان که در این جریان به دلیل یکسو شدن با مردم محبوبیتش دو چندان شد.

علی میرطار

به نظرم این به شناخت برمیگرده. مردم یه وجه طرف رو نمیشناسن و براش نه نمره منفی در نظر میگیرن و نه نمره مثبت. تا قبل از اینکه نسبت به اون وجه هم اطلاعی داشته باشند مجموع نمرات طرف خوب میشه. تا اینکه وجه دیگرش معلوم میشه. بعد مجموع نمراتش نزد مردم تغییر میکنه. نکته دیگه ای که باید در نظر بگیری حمایت از احمدی تژاد در حال حاضر فقط خط سیاسی نیست. اینکه شریفی نیا طرفداد احمدی نژاد باشه یا اینکه راستی باشه و مثلا طرفدار رضایی باشه فرق میکنه. مردم طرفدار احمدی نژاد بودن رو الان دیگه طرفدار دروغ و دزدی میدونن واسه همین ارزش اونا هم میاد پایین. مگه همین شخص اول مملکت نبود. تا قبل از نماز جمعه معروف کسی علیه اون شعار نمیداد از همون عصرش که صحبت کرد حرف و حدیث ها در اومد. باید یه کم دقیق تر نگاه کنی. طرفداری از احمدی نژاد در حال حاضر شکلش رو تغییر داده دیگه یه دیدگاه سیاسی نیست. یه دیدگاه ضد انسانیه. اینا که میگم نظر شخضی نیست. برداشتم از رفطار عمومیه که بخاطر دوری از ایران به فیس بوک و سایت ها و وبلاگ ها محدود شده.

علی میرطار

تو به جمهور اعتقاد داری؟ وقتی همه مردم قبول دارن که طرفداری از احمدی نژاد یعنی پذیرفتن دروغ و جاه طلبی و یا حماقت و گول خوردگی تو نطر دیگه ای داری؟ نظر تو چیه؟ تو که میگی معادل نیستن نظرت رو باز کن و دلیل بیار شایداز همینجا شروع شد و جامعه هم اصلاح شد. چیزی که من دارم میبینم اینه که مردم به این نتیجه رسیدن که طرفداری از احمدی نژاد یا معادل طرفداری از دروغگویی و دزدی هستو اگه طرف دوست و فامیل باشه و نتونن بپذیرن که یارو طرفدار دروغگویی دزدی است پس حتما احمق است حقایق مثل روز رو نمی بیته. اونایی که الان دارن از قطبی و غیرو ایراد میگیرند همین افراد فیس بوکی و اینا هستن من از توی تهران و تو ناکسی ها خبر ندارم ینابر این تا اینجا احساس میکنم که جامعه مورد نظر ما یکی است. و اما سوال اصلی که تو در وبلاگت نوشته بودی این بود که آیا گرایش سیاسی یکنفر باید در محبوبیت او تاثیر بگذارد و به نظر تو نباید یگذارد مخصوصا که منشا محبوبیت چیزی غیر از سیاست بوده است. من هم با تو موافقم و در جواب گفتم که این منش سیاسی نبوده که آنها رو منفور کرده ( یا مقبولیت رو پایین آورده) بلکه تضاد با خصایص انسانی بوده که قبلا در م

شیرین

من با نظر شما موافقم که همه ی طرفداران آقای احمدی نژاد طرفدار دزدی و ...نیستند اما به نظر من افرادی که به احمدی نژاد رای دادند سه دسته اند:1)افرادی که پست و مقام دارند 2) افراد ساده ی مذهبی که واقعا حرفهای ایشان را باور میکنند 3)افرادی که لزوما به تفکر ایشان اعتقاد ندارند ولی به لحاظ مالی و...حضور ایشان رابه سود خود میدانند(شهرستانیها).دسته دوم چون از روی اعتقاد رای دادند جای نفرت وجود ندارد ,آقای قطبی یا شریفی نیا قطعا از این گروه نیستند پس به دلیل حفظ ویا ارتقا موقعیتشان از ایشان حمایت کردند .پس دلیلی ندارد که نزد مردم محبوب باشند ایشان الان نماد دروغ گویی و ریاکاری هستندپس طرفداری از ایشان یعنی پذیرفتن دروغ(به جز دسته ای که فریب خوردند).

علی میرطار

حالا نگفتی جواب سوالت رو گرفتی یا نه؟

شیرین

ممکن است که این دسته بندی جامع نباشد وخیلی از کسانی که به ایشان رای دادند نیات دیگری داشته باشند اما سوال من از شما این است که به نظر شما چرا شخصی مثل آقای قطبی که همه میدانیم مهمترین تفاوتش با مربیان دیگر پایبندی به اصول اخلاقی است(حداقل از نظر ادبیات کلامی)است به کسی رای میدهد که باز همه میدانیم این تعهد اخلاقی را ندارد ،اگر حفظ موقعیت نیست پس چیست؟شما میگویید به ایشان اعتقاد داشته ،اعتقاد به چی؟این دو که از نظر شخصیتی کاملا با هم متفاوتند.