دو سناریو

سناریوی اول

معاونت دانشجویی یک دانشگاه قصد تجاوز به دانشجوی دختری را می کند. دختر مسئولین شورای صنفی را در جریان می گذارد. مقدمات لازم آماده می شود. دانشجوی مذکور در روز مقرر به دفتر معاون می رود. صدایش را ضبط می کند و درست سر بزنگاه به دانشجوهای دیگر زنگ می زند. آنها وارد دفتر معاون شده و از او فیلم تهیه می کنند.

 

سناریوی دوم

یک دانشجو به هر دلیلی با معاونت دانشجویی رابطه ی خوبی ندارد. با بقیه ی بچه ها هماهنگ می کند و یک روز وارد دفترش می شود. روسری اش را در می آورد و در همین لحظه دانشجوهای دیگر وارد شده و از معاون فیلم تهیه می کنند.

 

توضیح

خبر قصد تجاوز معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو را من هم مثل بقیه در اینترنت خواندم. به همراه مقادیر زیادی لینک در راستای توضیح خبر و البته فیلم اتفاق مربوطه. سوای اینکه آیا این اتفاق افتاده است یا نه، نفس آن به شدت چندش آور و هولناک است.

اما اینکه آیا این اتفاق افتاده است یا نه، و  اینکه جزییاتش چه بوده است را، حداقل من، از روی این فیلم هایی که در یوتیوب دیدم نمی توانم تعیین کنم. چرا که با توجه به فیلمهایی که بود، بین دو سناریوی بالا هیچ تفاوتی وجود ندارد. به عبارت دیگر از روی این فیلم ها نمی توانم قضاوت کنم که مجرم کیست و قربانی کیست. سوای افرادی که شاهد ماجرا بوده اند، یعنی برخی دانشجویان دانشگاه زنجان، تعجب می کنم از خیل دیگر افراد مانند خودم که کیلومترها دورتر، صرفا از روی تصاویر روی اینترنت و نوشته های چند وبلاگ و سایت، سریعا حکم به محکومیت طرف مقابل می دهند و بدون اینکه حرفهای متهم را بشوند قضاوت می کنند. جالبترش اینجاست که تعداد زیادی از این افراد، همیشه از این ناراحت بوده اند که مثلا اسامی و یا تصاویر متهمان قبل از محاکمه به عنوان مجرم انتشار می یابد در حالی که درست در لحظه ای که خود نباید همان اشتباه را تکرار کنند مرتکبش می شوند.

باز هم تاکید می کنم که در کامنت ها خرده نگیرید چون هنوز با سیستم جدید پرشین بلاگ در جواب دادن به کامنت ها مشکل دارم. من مدافع فساد اخلاقی و فحشا و ... نیستم. من صرفا مدافع یک سری حقوق ثابت برای افراد هستم خواه از آنها خوشم بیاید خواه نیاید، خواه در زمره ی هم فکران من باشند خواه نباشند.

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
nazii(sharare

manam shenidam az dustam..az mahdiye..oonam az mahvare dide bude bude...[ناراحت]

محمدحسین

حرفتو قبول دارم که اين شبهه رو مي‌شه به راحتي وارد کرد و فيلم هم چيزي رو به طور محسوس نشون نمي‌ده، ولي از روي همون فيلم مي‌شه برداشتها و نتيجه‌گيرياي متفاوتي داشت، يکي از مهمترينهاش و دلايلي که مي‌شه براي اثبات سناريو 1 آورد اينه که اون استاد هيچ عکس‌العملي نشون نمي‌ده. خودت مي‌دوني که کسي که از همه جا بي‌خبر باشه در اين مواقع در لحظه اول کلي مي‌گه، کي بود کي‌بود، اينجا کجاست. ولي اينکه استاد خودش کلي گيج ويجي مي‌خوره و بعد از 10 دقيقه تازه يادش مي‌افته که پرده‌ها رو باز کنه و بره بيرون خودش خيلي چيزا رو مي‌تونه برسونه. (اين مدعا رو حتي تو بسياري از دادگاهها براي اثبات جرم مي‌شه استفاده کرد). البته حرفت کاملا درسته که قبل از اثبات جرم نبايد آبروي طرف رو برد و من هم با حرفت کاملا موافقم. نکته ديگه که موجب شده اين قضيه پررنگ شه، گرايشات خود استاد و اين بوده که قبلا اين فرد خودش گير مي‌داده به همه و قرآن و حديث درس مي‌داده، پس همه نسبت بهش سريعا جهت‌گيري مي‌کنند (وگرنه اگر اين استاد مثل خيلي از اساتيد ديگر وضعيت معلوم مي‌بود کسي کاري باهاش نداشت)

محمود

از روی فیلم کامل مشخصه که طرف حسابی ترسیده! تو خودتو بذار جای اون!‌ اگه سناریوی دوم درست بود طرف باید کلی داد و بیداد راه مینداخت که این مسخره بازیا چیه! ولی هیچی نمیگه و هی اینور اونور میره! حتی وقتی بهش میگن کجا میری!‌وایسا! بازم گیج میزنه!

اینکه میگی نمی تونم جواب بدم یعنی حتی کامنتم نمی تونی بذاری؟ البته من سوالی ازت نپرسیدم ولی حرفت برام عجیب بود

وزیر علوم- معاونینش-رئیس دانشگاه باید استعفا می دادند.استعفا که ندادند هیچ فردا پس فردا دوباره این استاد را در یک مقام جدید می اورند یا اینکه تبعیدش می کنند به دانشگاه هایی مثل دانشگاه ما