سیاست و اخلاق

از نظر من اخلاق بر سیاست ارجحیت دارد (در اینجا قصد ندارم تعریفی از "اخلاق" یا "سیاست" ارائه دهم و بهتر بگویم نمی‌توانم این دو را تعریف کنم. برای همین منظورم از این دو واژه همانی است که در ادبیات روزمره به کار می‌بریم). به این معنی که در تقابل این دو، من طرف اخلاق را می‌گیرم. بنابراین از نظر من اگر در موقعیتی فرد بتواند با انجام یک عمل غیر اخلاقی، مثلا مغلطه کردن، نفعی سیاسی به دست آورد،‌ مثلا به قدرت برسد،  و اگر آن کار را نکند به مقصود سیاسی خود نائل نمی‌شود، من حکم به عدم انجام کار غیراخلاقی می‌دهم و به تبع آن از منافع به قدرت رسیدن هم چشم‌پوشی می‌کنم ولو اینکه خود این موضوع به قدرت رسیدن هم به قصد "خیر" باشد، مثلا به قصد انجام کلی کار اخلاقی و پسندیده و برقراری عدالت و ... .

نکته مهم در مورد این حکم من این است که تابع شرایط هم نیست. مثلا اگر در یک رقابت فرد مقابل رقیبی قرار گیرد که برای برنده شدن دست به هر کاری حتی غیر اخلاقی می‌زند این مجوزی نیست برای اینکه فرد مذکور نیز از اصولش عدول کند ولو اینکه این پایبندی به اصولش باعث به اصطلاح "باختن" رقابت شود.

نکته مهم از نظر من این است که در این موارد، تعریف باختن نیز اصولا فرق می‌کند. از نظر من باختن برای فرد یعنی به اهداف از پیش تعیین‌شده‌اش نرسیدن. با این تعریف فرد اخلاقی برنده یک رقابت است اگر به اصولش پایبند بماند و به هر قیمتی "پیروزی" را نخواهد. و به عکس آن بازنده است اگر "پیروزی" را با زیرپا گذاشتن اصول اخلاقی‌اش به دست آورد. درست مثل این است که در یک مسابقه فوتبال تیمی از اول با هدف تصاحب کاپ اخلاق به میدان بیاید و در وهله دوم به فکر پیروزی باشد. این تیم اگر کاپ را ببرد، حتی اگر ده هیچ هم ببازد از نظر من، و البته خود تیم، برنده بوده است.

همین حکایت در مورد مناظره آقایان موسوی و احمدی‌نژاد صادق است به این معنی که برد و باخت در مناظره را اهداف طرفین مشخص می‌کند. اگر از منظر رای جمع کردن نگاه کنیم، احتمالا آقای احمدی‌نژاد برنده مناظره بوده است. اما اگر از منظر پایبندی به اصول اخلاقی نگاه کنیم، من آقای موسوی را برنده می‌دانم. و از آنجایی که این دومی،‌یعنی اخلاقیات، برای من مهم‌تر است، ترجیح من بین این دو به سمت آقای موسوی خواهد بود و رایم را به او خواهم داد. با این تفاسیر از نظر من برنده مناظره چند شب پیش آقای موسوی بود (با معیار من از برنده بودن) حتی اگر رییس جمهور نشود.

 

 

پی‌نوشت ١: اینکه چرا از نظر من اخلاق مقدم بر سیاست است بماند برای بعد. خلاصه‌اش این است که از نظر من در جامعه‌ای که اخلاقیات حاکم است، نفع کلی جامعه بیشتر از حالتی است که سیاست حاکم باشد. منتها این شبیه تعادل نش است که یک طرفش برای همه خیلی خوب است اما به علت خصوصیات افراد شرکت‌کننده در بازی، نقطه تعادل لزوما نقطه بهینه نیست (دوستان متخصص می‌بخشند اگر پایم را از گلیمم بیشتر دراز و راجع به چیزی صحبت کردم که خیلی بهش وارد نیستم). به همین دلیل ، به نظر من وظیفه سیاستمدار این است که هر چه بیشتر به این آرمان نزدیک‌تر شود و سعی در بنیان‌گذاری چنین جامعه‌ای داشته باشد.از همین منظر هم حکومت کسانی چون علی‌بی‌ابی‌طالب را تفسیر می‌کنم. به این معنی که عده‌ای عقیده دارند علی زمامدار خوبی نبود چرا که اولا خیلی حکومت نکرد ثانیا اینکه به معاویه باخت. اما از نگاه من حفظ حکومت یا بردن امثال معاویه در وهله دوم اهمیت بود و در اولویت اول چیزی از جنس همین اخلاقیات قرار داشت. به همین دلیل من آنجا هم عقیده دارم که برد و باخت را باید با توجه به معیارهای فرد سنجید و از این حیث امیرالمومنین برنده بود نه بازنده. به این معنی که در این دنیای سیاست‌زده، من نوعی اقلا یک مثال دارم از حکومتی که خودش و حاکمش با باقی حکومت‌هایی که می‌شناسم فرق عمده‌ای دارند و نظامی آرمانی را برایم تداعی می‌کنند ولو اینکه عمر حکومتش کم باشد.

 

پی‌نوشت ٢: من همینجا حرف قبلی‌ام مبنی بر اینکه کروبی هر کاری می‌کند که رییس‌جمهور شود را پس می‌گیرم و بابت آن حرفم عذرخواهی می‌کنم. چرا که برای تصاحب کرسی ریاست ‌جمهوری در ایران نامزد مربوطه باید رای توده‌های مردم را جذب کند و بعید می‌دانم کروبی یا اطرافیانش این را ندانند. اما کاری که دارند می‌کنند (با توجه به مناظره‌ها، فیلم‌ها و سخنرانی‌ها) درست عکس این است و آن جلب را طبقه‌های تحصیل‌کرده و طیف تحریمی است که این بزرگترین کمک به اصلاح‌طلبان و به خصوص شخص میرحسین موسوی است. از این روست که به نظرم باید به شدت از مهدی کروبی ممنون بود و او را ستود.

 

پی‌نوشت ٣: به نظرم بد نیست آن دسته از هواداران کروبی که بین او و موسوی دودل مانده‌اند یا ترجیحشان خیلی شدید نیست این پست حامد قدوسی را بخوانند و اگر دلشان خواست به نفع موسوی رای بدهند.

 

پی نوشت آخر: من با اینکه امیدوار به نتایج انتخابات هستم اما هنوز هم احتمال زیاد می‏دهم که آقای احمدی‏نژاد رییس‏جمهور می‏شود. دلیل اولش این است که با دادن این احتمال دلم را زیادی خوش نمی‏کنم. این طوری اگر کس دیگری رییس‏جمهور شد کلی خوشحال می‏شوم ولی اگر این‏گونه نشد خیلی زیاد دپرس نمی‏شوم! دلیل دومش هم این است که به نظرم این ترفند افشاگری در جامعه خیلی تاثیرگذار بود. ولی هنوز ته دلم به این نکته که انتخابات در ایران قابل پیش‏بینی نیست امیدوارم :)

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده رحیمی

بعد از یک هفته خستگی به امیدی که نا امید شد اما رنگ نمی بازد !نباید ببازد!آمدم در این کلبه قدیمی تا شاید حداقل از شماها که بیشتر در بطن حادثه اید سخنی بشنوم امیدوارم اشتباه کرده باشم وشما همچون بقیه دریچه ها را نبسته باشید یا.....!!!؟؟؟من هنوز هم به موسوی نه به چشم یک اسطوره که به چشم یک رییس جمهور نگاه میکنم مهم نیست در این فریبکاری چه کسی به ظاهر برد!!..............

sharare

منمبه موسوی نه به چشم یک اسطوره که به چشم یک رییس جمهور نگاه میکنم مهم نیست در این فریبکاری چه کسی به ظاهر برد!!..............

آرت

تنها چیزی که این روزها می شنویم اخبار و تحلیلهای مختلف است .هرکس جوری تحلیل و تفسیر میکند. و سیل شایعات عجیب و غریب است که سرازیر می شود.و ما گیچ و متحیر به اطراف نگاه می کنیم.سنم به این قد نمی دهد که دولت زمان جنگ موسوی را به خاطر داشته باشم حتی قبل از انتخابات هم شناخت زیادی ازش نداشتم اما یک چیزی خیلی خوب یادم است مامانم یک شعری را می خوند که تو اون دولت اون زمان موسوی مردم می خونند فقط آخرش یادمه که"خدا خدایا دولت مارا..؟؟؟خادم ملت..میرحیسن موسوی را تو نگهدار.." تمام این سالها این شعر در ذهنم زمزمه می شد تمام این سالهل تنها چیزی که از موسوی میدانستم این شعر بود و اینکه چقدر آدم خوبی است و.... وقتی جز کاندیاها اسمش رو دیدم از مامانم ژرسیدم این همان موسوی است؟حالا یک علامت سوال بزرگ دارم این ملتی که اینقدر به شخص موسوی علاقه داشتند یکهو چه بر سرشان آمده؟؟؟؟؟

سعیده رحیمی

خوشحالم که از سر ناامیدی دریچه ها را نبستید...این روزها خیلیها خواستند همچو من پس از سالها با سیاست آشتی کنند اما نگذاشتند!! مدام دروغهای آشکار ووقیحانه شان را که می دیدم این جمله شما یادم می آمد که "دروغ که مالیات ندارد...تا میتوانید دروغ بگویید"...دوستانی که تا دیروز امیدوار تلاششان را میکردند امروز در کنج خانه ها خزیده اند ویا ترسیدند ویا مایوس شدن ....براستی کجا اشتباه کردیم..!!!؟؟؟آقای صلواتی یک سوال شخصی میکنم اگه اشکالی نداره!شما هنوز هم ایران رو دوست دارید؟...دلتون نمیخواد برین ودیگه اینجا برنگردین؟؟؟............

zdB

[نیشخند]راستش اینه که به نظر من مطلبتون جذابیت نداشت

سعیده

میتوان رشته این چنگ گسست..میتوان کاسه آن تار شکست..میتوان فرمان داد هان ای طبل گران زین پس خاموش بمان..به چکاوک اما نتوان گفت مخوان!....تقدیم به همه دوستان بیدارم که میدانند همیشه کبوتر کبوتر است!حتی اگر بالش شکست

آرت

امروز سه شنبه است منتظر خوندن نوشته های جدید هستیم. چرا همه سکوت کردید؟؟؟؟اگه به نشانه اعتراض سکوت کردید که خوب همین طور ادامه بدید که بهترین نوع ابراز اعتراض از نظر من همینه . مثل وقتی که به نشانه اعتراض جز15% شدم

سعیده

"میگویند تقوا از تخصص لازمتر است آن را می پذیرم اما میگویم کسی که کاری را می پذیرد وتخصصی ندارد بی تقواست":شهید چمران

بهمن

یادم هست چند وقت پیش نوشته بودی که از این به بعد سعی می کنی هر هفته بنویسی، حالا این سکوت هنوز به خاطر دسترسی نداشتن به اینترنت است یا ترجیح اخلاق بر سیاست؟

سعیده

روز میلاد امام بزگوارمان علی وروز مرد بر شما وهمه "مردان "سرزمینم مبارک