غول هفت سر شوت می زند!

یک ما عادت داریم با بچه ها هفته ای یک روز (ابته دقیق تر بگویم یک شب) می رویم سالن فوتبال بازی می کنم (همان سالنی که در چند پست قبل راجع به مصائبش نوشتم). شب های اون روزها وقتی می خواهم بخوابم معمولا نیم ساعت اول که نیمه هوشیارم خواب و رویای فوتبال می بینم! یعنی خواب که نه صحنه ها یک جورهایی مرور می شوند البته نه عین واقعیتشان.

 

دو ما عادت داریم هفته ای یک جلسه با یک سری دیگر از بچه ها منطق می خوانیم. سر این کلاس منطق استاد در پاسخ به سوال یکی از بچه ها گفت شما در ذهنت می توانی یک موجود شش سر و ده دست تصور کنی و به یک دستش قلمو بدهی و به یک دستش سیب و ... . تصور این موجود ممکن است علی رغم اینکه وجود خارجی ندارد. مضاف بر اینکه وجودش تنها در ذهن شماست و به اعتبار شماست. علاوه بر همه ی اینها شما همه ی حرکات این موجود را می دانی. نمی شود مثلا سیب را از این دستش بدهد به آن دستش بگویی عجب حرکتی! نمی دانستم این کار را می خواهد بکند! (هدف تشبیه برای تقریب ذهن رابطه ی وجود انسان و خدا بود که کاری بهش ندارم! داشته باشم هم نمی فهمم!)

حرفش منطقی بود. پذیرفتیم.

 

سه هفته ی بعد از جلسه ی منطق که در آن سوال بالا مطرح شد دوباره قرار فوتبال داشتیم. دوباره قبل از خواب نیم ساعت مرور صحنه های مهم بازی و کارشناسی بود! در این بین اتفاق فوق العاده جالبی افتاد. یکی از بازیکنان که پا به توپ بود ناگهان شوت زد و من که مثلا دروازه بان بودم غافلگیر شدم. یعنی نمی دانستم قرار است شوت بزند!!!

برایم سوال شده است که بالاخره موجود ساخته ی ذهن من مختار هست یا نیست! و من علم به حرکات او داریم یا نه؟! شما هم بعد از اینکه به قدر کافی خندیدید بد نیست به این سوال فکر کنید!

/ 31 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بکتاش

من با بحث اول آقا صالح موافقم.ولی در مورد دوم یه سوال دارم.وقتی یه ریاضیدان یه مساله جدید حل میکنه یه چیزی داره از دنیای بیرون به داشته هاش اضافه میشه و ممکنه ازش شگفتزده بشه ولی وقتی روش و نتیجه ی حل مساله به جزیی از وجودش تبدیل شد آیا از حل کردن دوباره ی مساله باز هم تعجب میکنه؟ هیچ دانشمندی از حرکت ربات ساخته ی خودش تعجب نمیکنه مگر یه نفر دیگه برنامه ریزیش کرده باشه.

حسام

يادم نيست دقيقا اما فکر کنم نه نشد!

محمد

حسام جان، بنا نداری اینورا بیای ... ناسلامتی لینکت توی وبلاگمون کپک زده ... مردیم از بس جواب ملت غریبه رو دادیم ...

Saleh

به "بکتاش": نه؛ تعجب نمی‌کند (اگر هم بکند دلیلش با دلیل قبلی یکسان نیست)؛ چون چیز تازه‌ای خلق نکرده است. بل‌که چیزی را که در گذشته خلق شده صرفاً به یاد آورده است.

علی ميرطار

اين مثال رو تو دبيرستان زده بودن برامون. بايد روش بيشتر فکر کنم. مرسی از مثالت. به اينش فکر نکرده بودم.

محسن شريفانی

سلام علاوه بر نظر صالح می خواستم يه چيزی بگم ذهن ما تا اندازه ای قابليت آموزش هم دارد .مثلا اگه چند بار شما يادش بدی که صحنه شوت چه شکليه خودش می تونه بعضی وقتها اون رو بسازه. يه مثال: کسی که قبل از امتحانات خودش رو به مريضی می زنه بعد چند بار دم امتحان جدي جدی احساس بیماری می کنه. شاید توی اون مدتی که مرتب خواب فوتبال میدیدی ذهنت رو سر این قضیه آموزش داده باشی

حسام

فکر کنم اين میشه همون قضيه ی تلقين خودمون. بعيد می دونم چنين کاری کرده باشم. اما شايد هم کرده باشم نمی دونم.

مهندس سعید خيره به ماه!

من فکر ميکنم حرف صالح منطقی تره که رياضيات ْخلقْ ميشه چون به اختيار ما وتحت تصورات ما روابط رياضی متفاوت ميشه پس به احتمال زياد به اختيار من دوم(من تماشاچی اثر خودم) ميتونه اين روابط عوض بشه ودر نتيجه من دوم مختار است حرکات من اول را هم تغيير دهد.ولی يک سوال؟اگه مخلوق ذهنی ما از نظر ما وجود نداشته باشه وخیالی باشه آيا ميشه در عالم واقع فقط به صرف تصور ما خلق بشه؟من که فکر ميکنم نا ممکن نيست!

مهندس سعید (خيره به ماه!)

راستی در جواب بکتاش..گمان ميکنم با فرض قبلی تعجبی ندارد چون وقتی ربات ساخته شود يا مساله حل شود ديگر از ذهنيت خيالی که وجودش بر ما آشکار نبوده خارج شده پس حرکاتش غير قابل پيش بينی نيست.هر چند هر موجودی حتی بی جان غير قابل پيش بينی است