حرف‌های بی‌مخاطب

اعتراض مدنی

 دو مثال تحریم اس ام اس و روشن کردن وسایل برقی در ساعت ٩ شب را در نظر بگیرید. من با اولی موافقم و با دومی مخالف. شاید اشتباه کنم اما از نظر من نحوه نشان دادن اعتراض باید طوری باشد که آدمی خودش بیش‌تر از کسی که می‌خواهد به او اعتراض کند متضرر نشود مگر اینکه راه دیگری موجود نباشد. به همین دلیل اس ام اس نزدن یا تحریم‌هایی از این دست از نظر من راه خیلی خوبی برای نشان دادن اعتراض است. اما فشار آوردن به شبکه برق برای قطع برق یا آسیب زدن به شبکه موجه جلوه نمی‌کند چون دودش بیشتر توی چشم من مصرف‌کننده می‌رود و ضرر چندانی متوجه شرکت توانیر نمی‌شود (از قطعی برق البته. ضرر به شبکه بحثش جداست که باز هم تهش من مصرف‌کننده بیش‌تر ضرر می‌کنم). از نظر من اگر این روش اعتراض پذیرفتنی باشد، باید راه‌هایی نظیر: سم ریختن در سیستم تصفیه آب شهر تهران و نابود کردن سیستم آب‌رسانی، ایجاد اختلال در سیستم سوخت‌رسانی و ... هم پذیرفته شود.

در ثانی، گناه آن‌هایی که هم‌نظر با من نیستند چیست؟ وقتی من اس ام اس نمی‌زنم فقط زندگی خودم را سخت‌تر کرده‌ام که آن هم اختیارش را دارم. ولی وقتی باعث رفتن برق می‌شوم، برق همسایه من که با من هم‌نظر نیست هم می‌رود. برق آن بنده خدا برای چی باید برود؟ بله من منکر این نیستم که برخی اوقات هزینه برخی اعتراضات را دیگرانی هم که موافق نیستند ناچارا باید بپردازند ولی وقتی راه‌های دیگری هست که هزینه‌های کمتری از این نظرات دارند من ترجیح می‌دهم آن‌ها را انتخاب کنم و از آن روش‌ها اعتراضم را بیان کنم.

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳٠
comment نظرات ()