حرف‌های بی‌مخاطب

مصر

چیزی که برای من تحولات مصر را جذاب می‏کرد بیش‏تر مواضع دولت‏مردان ایران بود تا خود اعتراضات. یعنی رسما من از موضع اتخاذ شده این‏قدر در شگفتم که حد و حصر ندارد و در عجبم از این همه دوگانگی! خوشحال می‏شوم یک نفر بیاید و مرا از اشتباه دربیاورد ولی واقعا برایم محل سوال است که چطوری اعتراضات در یک کشوری می‏شود بیداری اسلامی و نهضت مردمی و در جای دیگر فتنه؟ اجازه بدهید بیشتر توضیح بدهم:

تا جایی که من می‏دانم کشور مصر (و تونس) نظامش بر مبنای انتخاب رییس‏جمهور و نمایندگان مجلس است و نه پادشاهی. لازمه چنین سیستمی برگزاری انتخابات است و کسی که حائز اکثریت آرا بشو می‏شود رییس‏جمهور مملکت. حالا یک عده از مردم تحت تاثیر اعتراضات در تونس ریخته‏اند در خیابان و خواهان برکناری رییس‏جمهور کشور هستند. ولی مگر این رییس‏جمهوری برآمده از انتخابات نیست؟ پس اعتراض به رای اکثریت معنایی ندارد که اعتراضات مردمی لقب بگیرد یا بیداری اسلامی. در بهترین حالت نارضایتی عده‏ای است که در انتخابات شکست خورده‏اند. مگر اینکه بگوییم در انتخابات تقلب شده است و این عده معترض در حقیقت اکثریت هستند. ولی آیا تقلب در انتخابات مصر اثبات شده است؟ مگر قرار بر این نیست که تا تقلب ثابت نشده است همه تسلیم رای مردم باشند و اعتراض نکنند؟ پس باز هم معنایی ندارد که اعتراضات را مردمی بنامیم!

در ثانی مگر آمریکا از جنبش مردم مصر حمایت نکرد و خواهان کناره‏گیری آقای مبارک نشده؟ همین برای اثبات اینکه معترضان جیره‏خوار آمریکا هستند کافی نیست؟! (حالا بماند که این همه مدت حامی‏اش بودند! ولی به هر حال از جنبش مردم مصر حمایت کرده‏اند و معمولا بنا به نظر دولت‏مردان حمایت آمریکا برای اثبات غلط بودن یک جریان کافی است.)

من مشکلم با حمایت از اعتراض مردم مصر نیست و اصلا نمی‏دانم در کشور آن‏ها چه خبر است و نظام سیاسی‏اش چگونه است و ... تنها چیزی که به نظر می‏رسد این است که اگر هم بنا بر حمایت باشد، حمایت مسئولان ایرانی بی‏معناست چون با همان خطوط استدلالی که در این یک‏سال اخیر به کار رفته است، جنبش مردم مصر همان‏قدر فتنه است که اعتراضات پس از انتخابات ایران! 

واقعا خوشحال می‏شوم یک نفر بیاید و به من بگوید این دو تا چطوری با هم فرق دارند که مواضع اتخاذ شده این‏قدر با هم فرق دارد!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
comment نظرات ()