حرف‌های بی‌مخاطب

در مورد افزایش جمعیت

شاید یک مقدار دیر باشد برای زدن این حرفها ولی چیزی که مرا در رابطه با سخنان آقای احمدی نژاد در مورد افزایش جمعیت آزار می دهد خود سیاست کافی نبودن دو بچه و حساب آتیه و ... نیست. به هر حال هر کسی سیاست خودش را برای اداره مملکت دارد که درست یا غلطش را مستقلا باید بررسی کرد (هر چند که معتقدم به خودی خود این سیاست هم غلط است). چیزی که آزارم می دهد برداشت های سطحی از مفاهیم دینی است نظیر اینکه "هر که دندان دهد نان هم دهد"، "خدا روزی رسان است پس ما چرا باید نگران باشیم؟" و ... . به عنوان نمونه این بخشی از سخنان آقای احمدی نژاد در تاریخ 24 فروردین ماه امسال در برنامه "بدون حاشیه" صدا و سیماست:

"رئیس جمهور با تاکید بر اینکه یک ملت باید ادامه پیدا کنند و نباید قطع شوند اظهار داشت: برخی‌ها خیال می‌کنند ما روزی مردم را می‌دهیم در حالی که این بسیار اشتباه است و بنده تعجب می‌کنم که چرا علما در این خصوص سکوت کرده‌اند. هر چند ما نیز باید مدیریت کرده و نگذاریم بهداشت و آموزش از بین برود." [لینک]

شکی در این نیست که روزی رسان خداست ولی این سبک استدلال درست مثل این است که من بگویم شفا دهنده خداست پس برای چی سرمایه گذاری کنیم دکتر تربیت کنیم؟ یا بیمارستان بسازیم؟ و مواردی از این دست. مشکلی که من دارم این است که اگر یک نفر بیاید بگوید من بررسی کرده ام دیدم کنترل جمعیت به صلاح کشور نیست این هم دلیلش، این من را اذیت نمی کند. می توان دلیل را دید و اگر صحیح بود پذیرفت و اگر نبود رد کرد. ولی متوسل شدن به این سبک استدلال ها ذکرش رفت من را خیلی اذیت می کند.

 

پی نوشت: ایشان در ادامه صحبتهایشان گفته اند که: " پدران ما 5 یا 6 فرزند داشتند هر چند فقر در سطح وسیعی وجود داشت ولی تحیمیلی بود اما ما الان مستقل هستیم و جمعیت ما دو برابر سال 59 شده و با این وجود وضعیت ما از آن زمان خیلی بهتر است."  [لینک

درست است که وضع الان ما از آن موقع خیلی بهتر است، ولی نکته ای که ایشان ذکر نکرده اند این است که اگر جمعیت ما کمتر بود وضع ما نسبت به اینی که هست می توانست به مراتب بهتر باشد (حداقل من اینطور فکر می کنم).

 

   + امیر حسام صلواتی ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٦
comment نظرات ()