| اجلاس دوربان2 |
| ساعت ۳:٢٩ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۸ |
|
جناب آقای احمدینژاد چندی قبل سفری به سوییس داشتند تا در اجلاس ضد نژادپرستی سازمان ملل شرکت کنند. حضوری که سر و صدای زیادی به پا کرد، چه از جانب موافقان چه مخالفان با نظراتی ١٨٠ درجه مخالف یکدیگر. مخالفان این اجلاس را یک افتضاح برای ایران میدانستند و موافقان یک حماسه. در این نوشته قصد دارم نظر خودم را در مورد این موضوع بنویسم. اجازه بدهید از ریشه دعوای سر موضوع شروع کنم: موافقین برای چه موافق حضور دکتر احمدینژاد در اجلاس دوربان٢ بودند و مخالفان چرا مخالف؟ عمده موافقین دلایلی که برای حمایت خود داشتند از سنخ این نکته بودند که جناب آقای احمدی نژاد حرف حق را زده و تابوی رسانهای حمایت از رژیم صهیونیستی را شکسته است. به عبارت بهتر، با این کار خود شجاعانه حرف مظلوم را زده و جلوی ظالم ایستادگی نموده است. از آن طرف مخالفین چند دلیل برای مخالفت خود ذکر میکنند از جمله اینکه حضور رییس جمهور اصلا در این اجلاس نیازی نبود چرا که در این اجلاس فردی در این رده حکومتی حضور نداشت و اکثریت قریب به اتفاق حضار را وزرای خارجه و مسئولین NGOها یا وزارت خارجه کشورها تشکیل میدادند. به علاوه، به عقیده برخی مخالفان هم معتقدند در نشستی که میدانیم در آن به ایران توهین میشود نباید شرکت کنیم (مانند اجلاس دوربان٢ یا دانشگاه کلمبیای آمریکا). بعضی دیگر هم، از جمله خود من، معتقدند از نظر رابطه هزینه-فایده، حضور در این اجلاس نه تنها به نفع ایران نبود بلکه به نفع آن دسته از افرادی هم که قرار بود اجلاس به سودشان باشد (از جمله فلسطینیها یا دیگر افرادی که قربانی نژادپرستی هستند) تمام نشد. اما چرا من با این حضور مخالف هستم؟ دلایلم را در چند بند خلاصه میکنم: ١) حرف حق را باید زد. این موضوعی است که خیلی به آن استناد میشود و معیار قضاوت برای میزان شجاعت افراد نیز شده است: هر کس حرف حق را زد آدم شجاعی است و آنکه نزد ترسوست. اما آیا باید همواره حرف حق را زد؟ این موضوعی است که من با آن مشکل دارم. لطفا قبل از اینکه ادامه دهم به دو نکته دقت داشته باشید. اول اینکه من نمیگویم باید در صورت لزوم حرف ناحق زد. برعکس من به شدت معتقدم باید همواره حرف حق را زد ولو به ضرر آدمی باشد. ولی گزینه سومی هم هست که خیلی اوقات بسیار مفید است و آن سکوت است. جز راست نباید گفت اما هر راست هم نشاید گفت. به این مورد در ادامه برخواهم گشت. نکته دومی که از نظر من مهم است تمایز بین مفهوم و مصداق است. من بعید میدانم کسی با این حرف که «باید از حق دفاع کرد» مشکلی داشته باشد. همه مشکلات از تعیین مصادیق حق و تعیین مصادیق دفاع ناشی میشود. به عبارت دیگر طرفین یک دعوا هریک خود را بر حق میپندارد. این ناشی از تفاوت در تعیین مصداق حق است. به همین ترتیب در جریان مبارزه علیه یک ناحق، افراد شیوههای متفاوتی را به کار میبندند که هر یک مصداق بهترین راه دفاع از حق میدانند. برخی روی به مبارزه فرهنگی میآورند، برخی سیاسی و برخی هم مسلحانه. نکته مهم این است که شجاعانهترین این گزینهها (مثلا مبارزه مسلحانه) لزوما همیشه بهترین راه مبارزه نیست. مثال بارزش در مورد امامان معصوم بعد از امام حسین است. با توجه به این دو نکته، من باید بگویم که از نظر تعیین مصداق حق، من احتمالا در همان گروه همه آن موافقان قرار میگیرم چرا که من هم در دعوای اسرائیل و فلسطینیها، حق را به فلسطینیها میدهم و نمیتوانم هضم کنم که چرا درحالی که این آلمانیها بودند که یهودیان را طی جنگ جهانی دوم قتل عام کردند، فلسطینیان باید تاوانش را پس بدهند. اما از این نظر که به نظر من سکوت در این مورد بهتر بود با صحبتها و حضو دکتر احمدینژاد در اجلاس ژنو مخالفم. ٢) اما چرا فکر میکنم سکوت بهتر بود؟ تا اینجا من صرفا یک ضربالمثل برای نشان دادن منظورم بیان کردم که فکر میکنم خود موافقان صحبتهای رییس جمهور هم با این مثل موافق باشند. این بار نیز مسئله مهم تعیین مصداق برای ضربالمثل فوق است و اینکه آیا اجلاس دوربان٢ جزء این مصادیق هست یا خیر. این موردی است که باعث تقسیم افراد به موافق و مخالف میشود. از نظر من این اجلاس جزء مواردی بود که به جای پرداختن به موضوعاتی نظیر هولوکاست، که حساسیت روی آن وجود دارد، میشد سکوت کرد تا اجلاس کار خود را انجام دهد یا اینکه راجع به موضوعات صحبت کرد که حساسیت کمتری روی آن هست و توافق عمومی روی آن بیشتر. توضیح آنکه در اجلاس قبلی، مسئله اسرائیل و فلسطین در بیانیه پایانی اجلاس مطرح شده بود و این بار هم آمریکا و اسرائیل این نگرانی را داشتند که اتفاق مشابهی روی دهد. اما به علت اتفاقاتی که در نتیجه سخنرانی ریاست محترم جمهوری روی داد، مسئله فلسطین از قطعنامه پایانی حذف شد. این از جمله مواردی است که سکنگبین صفرا فزود و به عقیده من ناشی از عدم تدبیر و ظاهربینی است. همان نگرشی که باعث میشود اقداماتی از این دست یا آن مبارزه مسلحانه، بدون در نظر گرفتن شرایط و دوراندیشی، شجاعانه تلقی شوند و مورد ستایش قرار گیرند منجر به این میشود که بدون توجه به عواقب سخنانی بگوییم که اگر هم راست باشند دردی را از کسی دوا نمیکنند که هیچ، وضع را بدتر هم میکنند. ٣) این نکته آخری از نظر من موضوعی است که بسیار مهم است: کاری که دردی را دوا نکند کاری عبث و بیهوده است. چه رسد به اینکه شرایط را بدتر نیز بکند. دقت کنید اینجا شرایط برای این خیلی بد نمیشود (چون بد بوده احتمالا). ولی برای آن فلسطینی جلب توجه و حمایت جامعه جهانی احتمالا خیلی مهم و تاثیرگذار است. البته بماند که برخی مخالفان بر این عقیدهاند که قطعنامههایی از این دست تاثیر مهمی ندارند و لذا بیاهمیت هستند. اینکه این ادعا چقدر صحیح است را نمیدانم. ولی این را خوب میدانم اینکه یک عده یک واقعهای را محکوم کنند ولو اینکه هیچ کار دیگری هم انجام ندهند خیلی بهتر از این است که حتی محکوم هم نکنند.
با توجه به این موارد، به نظر من حضور آقای احمدینژاد در اجلاس دوربان2 اشتباه بود و حرفهایی که ایشان زدند تنها فایدهی مهمی که داشت برای خودشان بود از این منظر که عدهای از طرفدارانشان در داخل ایران و کشورهای عربی را به وجد بیاورد و احتمالا به عنوان سمبل مقابله با ظلم تعدادی طرفدار جدید هم پیدا کنند غافل از اینکه سرجمع که نگاه کنیم بیشترین بهره را از این صحبتها همان جبهه ظالم بردند.
قبل از خاتمه بد نیست دو تا نکته مرتبط را هم بگویم: 1) از نظر من رفتار آن کشورهایی که سالن را ترک کردند اصلا صحیح نبود. اگر آزادی بیان است برای همه باید باشد نه فقط آنها که موافق دیدگاه عدهای خاص هستند.از نظر من رفتار صحیح نشستن و گوش کردن است. اگر هم با دیدگاه سخنران وجود دارد در موقع مناسب از همان تریبون میتوان مخالفت را بیان کرد. 2) سوای همهی انتقادات، از نظر من صحبتهای دکتر احمدینژاد یک ویژگی خیلی مثبت داشت و آن استفاده از فرصت برای شکستن تابوی رسانهای اسرائیل و محدودیت رسانهای ایران بود. چرا که صحبتها را بسیاری از شبکههای تلویزیونی زنده پخش میکردند و فرصتهای از این دست برای رساندن حرفها به گوش مخاطبان بسیار مغتنم هستند. کاری به این ندارم که از این فرصت به درستی استفاده شد یا خیر (که به نظرم نشد) ولی نفس استفاده از این فرصت ویژگی بسیار مثبتی است.
در پایان: ببخشید که طولانی شد و بینظم. سعی میکنم به نظم و ترتیب را در نوشتهام بیشتر اهمیت دهم.
کلمات کلیدی: دکتر احمدینژاد ،اجلاس دوربان 2
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|


