حرف‌های بی‌مخاطب

يک روز برفی

امروز واقعا خوش گذشت.اینکه میگم واقعا یعنی آخرش بود.نمی دونم چرا هر وقت نیاز دارم که یه حال درست و حسابی بکنم این فرصت بهم داده میشه!یک برف بازی اساسی کردیم وسط دانشگاه.بی خیال حراست!بی خیال همه اونهایی که رد می شدند با دستانی در جیب و می گفتند این فاجعه است!یک برف بازی وحشیانه!یه جنگ خفن!خیلی خیلی حال داد.از برف واسه همینهاش خوشم میاد!
***
چند دقیقه پیش فهمیدم که رضا ژیان فوت کرد.نمی تونم بگم چقدر متاثر شدم.از نظر من هنرمند بزرگی بود.(زیر آسمان شهرش رو ندید بگیرید که اونجا همه بد بودند حتی اکبر عبدی که فکر می کنم با پرویز پرستویی تنها آدمهایی هستند که هر نقشی رو بلدند بازی کنند و بهشون میاد)به هر حال هر چند می دونم دردی رو دوا نمی کنه اما من هم تسلیت میگم به همه آنهایی که از این واقعه ناراحت شدند.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/٢٩
comment نظرات ()