حرف‌های بی‌مخاطب

سناریوی سوم

الان داشتم به این فکر می کردم یک سناریوی سومی نیز بعد از دو سناریوی فوق وجود دارد که به نظرم بسیار محتمل هم هست و آن بیچاره شدن آن دانشجوی دختر در درجه اول و باقی کسانی که فیلم و عکس و ... گرفته اند در درجات بعدی!

منظورم از بیچاره شدن هم از این بیچاره شدن های بی دلیل و صوری نیست، که من با یک نفر حال نمی کنم و دنبال بهانه ام که پس کلاهت کو!؟ از این بیچاره شدن ها کاملا قانونی است.

واضح تر بگویم. از زدن اتهام ارتباط جنسی تا اثباتش کلی فاصله است. چه برسد به زدن اتهام نیت به برقراری ارتباط جنسی. ممکن است بگویید خوب اینجا مدرک هست، صدای آقای معاون ضبط شده است. اما تا جایی که سواد ناقص من اجازه می دهد، صدای ضبط شده حداقل در دادگاه وجاهت قانونی ندارد.

به علاوه، گویا کمین کردن برای یک نفر جهت مچ گیری هم مشکل قانونی دارد! این یکی را مطمئن نیستم اما یادم هست وقتی داخل مسجد دانشگاه دزد پیدا شده بود، منطقی ترین راه این بود که برایش طعمه بگذارند و منتظر باشند که دزد طعمه را بردارد و آن وقت مچش را بگیرند. و همین اتفاق هم افتاد! ولی وقتی بچه ها می خواستند بروند آگاهی، مشاور حقوقی (یا یک همچین چیزی!) دانشگاه -که یک سرهنگ بازنشسته ی نیروی انتظامی است- گفت آنجا نگویید از قبل به قصد کمین طعمه گذاشته بودیم! گیر قانونی دارد و آقا دزده می تواند تازه شکایت هم بکند! بگویید تصادفا دیدیم که طرف کیف پول را برداشته است.

فکرش را بکنید کلی از این سوراخ سمبه های قانونی وجود دارد که باعث می شود یک نفر - حتی اگر مرتکب این عمل هم شده باشد- بتواند از اتهامش تبرئه شود، به خصوص اگر به چم و خم کار وارد باشد. حالا حسابش را بکنید معاون دانشجویی دانشگاه زنجان رفت دادگاه و بی گناه یا با گناه تبرئه شد. حالا منظورم از بیچاره شدن را می فهمید؟!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۳/٢٩
comment نظرات ()