حرف‌های بی‌مخاطب

 

اصولا قضاوت کردن راجع به چیزی کار خیلی سختی است. خیلی سخت. همیشه هم سعی کردم از زیر بار قضاوت فرار کنم. با این وضع وقتی می بینم مردم به راحتی راجع به همه چیز و همه کس قضاوت می کنند خیلی اعصابم خرد می شود! از قضاوت های ظاهری بگیر تا قضاوت ها خاله زنکی راجع به بقیه مردم.

به خصوص با استقراهایی که موقع قضاوت زده می شود. از یک نفر و یک موقعیت خاص به چند نفر و همه ی موقعیت ها! آن هم وقتی قضاوت ها صفر و یکی است: یک نفر یا به حد نهایت خوب است یا به حد نهایت بد و منفور!

قضاوت کردن خیلی بد است. حتی اگر در محدوده ی ذهن خود آدم هم بماند. حتی اگر فقط برای چند لحظه از فکرش بگذرد.

این قاضی ها چطور زندگی می کنند و دیوانه نمی شوند از اینکه زندگی مردم به قضاوتشان ربط پیدا می کند؟ (بماند که اگر بخواهی این طوری فکر کنی، تقریبا همه ی شغلها همین وضعیت را دارند!)

   + امیر حسام صلواتی ; ٥:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢٤
comment نظرات ()