حرف‌های بی‌مخاطب

یک ماجرای عجیب!

در خبرها آمده بود که در مسابقات پرتاب نیزه حادثه ای برای یکی دیگر از ورزشکاران رخ داده. چون حادثه خیلی باحال بود تصمیم گرفتم اینجا مفصل تر راجع بهش بنویسم.

قضیه از این قراره که در مسابقات دو و میدانی رم، مسابقه ی پرتاب نیزه و پرش سه گام همزمان برگزار می شده. یکی از ورزشکارهای پرش سه گام مشغول گرم کردن بوده که ورزشکار دیگری آن طرف میدان اقدام به پرتاب نیزه می کنه. از شانس بد این بابا نیزه یک راست میاد میره می خوره تو پهلوش!!! اما این همه ی ماجرا نبود! طرف این قدر لمس بوده که نمی فهمه! همون طوری به گرم می کنه و میره واسه شرکت در مسابقه. حتی سه گام رو هم می پره باز هم نمی فهمه که این نیزه تو پهلوشه! وقتی متوجه میشه که موقع اندازه گیری طول پرشش میرسه. چون یهو میبینن نیزه یک مقدار جلوتر از پاش خورده رو زمین. بین هیئت داوران بحث میشه که کدوم محل برخورد رو باید به عنوان امتیاز ثبت کنن. پا یا نیزه؟! این میشه که از ورزشکاره می پرسن این چیه؟! تازه متوجه میشه که نیزه تو پهلوشه! می گه نمی دونم. خلاصه داشته با نیزه ور می رفته ببینه چیه نیزه در میاد و خون میزنه بیرون! تازه اینجا بود که طرف میفهمه عجب بلایی سرش اومده و آه و ناله راه میندازه و از هوش میره!!

جدا بعضیا واقعا لمس هستنا! البته شاید طرف دوپینگی بوده و واسه همین حس نداشته بدنش! اونشو دیگه باید کارشناسا نظر بدن!

پی نوشت: این پست برای سنجش میزان بلاهت خوانندگان اینجا طراحی شده بود. اگر حتی یک خط از مطالب فوق رو باور کردید حتما به پزشک مراجعه کنید!

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٥/٦
comment نظرات ()