حرف‌های بی‌مخاطب

تکمله ی مطلب قبل

در مورد متن قبلی علیدی نظری داده بود که بد ندیدم پاسخم را اینجا بنویسم چرا که پاسخم به نوعی توضیح و تکمیل متن قبلی هم هست. کامنت علی این بود:

راستش علی رغم حس عدم تاييدی که تو نوشته ات بود من اين جور رفتارها را نشونه خوبی می دونم. مثال طرح مثلا: اين مشکليه که من سه روز تو هفته باهاش درگيرم و در نتيجه خيلی بهش فکر کردم. به نظر من اين دقيقا مثل اين می مونه که بگی يه تشت با فلان اندازه منهای يه قطره آب چرا کر نيست.به نظر من ما باید قانون رو به احترام قانون بودنش رعایت کنیم نه به خاطر دلایل منطقی ای که پشتشه. البته استثنا الی ما شاء الله داره ها....

اما توضیح من:

اتفاقا منم با حرفت موافقم علی جان. منتهی در مثالی که زدم يک مشکل عمده وجود دارد: وقتی مرز طرح اتوبان است من يا بايد ماشين را کنار اتوبان پارک کنم که ممکن نیست (سوای جریمه اش مخل جرکت دیگر ماشین هاست!) يا بروم يک دور شمسی قمری بزنم (به طور خاص در مورد مکان مورد مثال بايد يک دور شمسی قمری بزنم. بدون هيچ اغراقی!). اگر هدف از گذاشتن اين طرح کاستن از تردد ها مصرف سوخت و کاهش آلودگی هواست من با اين دور شمسي قمری هم تردد را افزايش داده ام هم سوخت بيشتر مصرف کرده ام هم بر آلودگی افزوده ام! يعنی راه حل جلوی من بيشتر خلاف هدف و روح قانون است در حالی که استثنا قائل شدن درست است با ظاهر قانون مخالف است اما با آن هدفی که قانون را برایش نوشته اند سازگاری دارد.

در مثال کارت دانشجویی هم همین مسئله برقرار بود. هدف از چک کردن کارت دانشجویی - آن طور که مسئولین بیان می کنند و من هم به بیان خودشان اکتفا می کنم (چرا که در مباحثه و تلاش برای مجاب کردن یک نفر بهترین کار آوردن دلیل از دایره ی بیانات و عقاید خودش است)- این است که هر کسی نتواند وارد دانشگاه شود و آسایش دانشجو در بهره مندی از فضایی کاملا آکادمیک تامین شود در حالی که در مثال زده شده، تنها چیزی که تامین نمی شود آسایش دانشجوست و لذا درست است که ظاهر قانون حفظ شده است، اما روح قانون رعایت نشده است.

عین همین استدلال ها را می توان برای دو مثال دیگر هم به کار برد.

مشابه همین وضعیت در همان مثال دینی هم وجود دارد: آب کر اگر یک قطره اش هم کم باشد دیگر کر نیست به هر دلیلی. اما اگر آب نداشتی همان آب کر یک قطره کم، از خود آب کر پاک تر است.

با تقریب خوبی هر قانونی استثنا بردار است. این مرز است که مهم و برایم مبهم است.

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
comment نظرات ()