حرف‌های بی‌مخاطب

 

دیشب که پسر دایی ام داشت می رفت هند بهش گفتم برو حالشو ببر. میریو از دست این گیر بازار خلاص می شی. برگشته بهم میگه نمی دونم چرا امسال همه همینو بهم می گن. دو سال پیش که می رفتم کسی از این حرفها نمی زد.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۳٠
comment نظرات ()