حرف‌های بی‌مخاطب

دروغ آن هم از نوع وقيحانه اش!

دروغ ماليات ندارد. بنابراين بهترين راه فرار دروغ است. با دروغ گفتن ديگر لازم نيست بار سنگين هزار و یک حرفی که زديد را به دوش بکشيد و در برابر سوال سوال کنندگان می توانيد به راحتی با گفتن دروغ يا تکذيب حرف خود همه چيز را خيلی سريع حل و فصل کنيد.

از بين دروغ ها آنهايی که وقيحانه هستند خيلی بهتر جواب می دهند. چرا که دروغهای وقيحانه نه تنها شما را از مخمصه می رهانند بلکه مخاطبتان را هم در بهت و حيرت قرار می دهد و قدرت نشان دادن عکس العمل را از او می گيرد (نتيجه اينکه يا مخاطبتان از وقاحت شما خودش شرم می کند و بيخيال شما يکی می شود يا اينکه عصبانی می شود و کنترلش را از دست می دهد. اينجا جايی است که شما می توانيد حتی بر او غلبه کنيد و سريع الفاظی را نظير خشونت طلب و مخالف آزادی بيان و ... به او بچسبانيد و پيروز معرکه باشيد).

اين روش ساده گويا سرلوحه کار بسياری از سياست مداران به خصوص فعلی ماست. از رييس سازمان تربيت بدنی اش بگير که حرفهای روز قبل خودش جلوی کلی خبر نگار را فردايش تکذيب می کند (داشته باش وقاحت را!) تا مسئولين وزارت بازرگانی که نرخ تورم را در ماه اول سال تک رقمی اعلام می کنند. از سردار طلايی بگير که مسئوليت شلوغی های دانشگاه تهران را به گردن تنها ۲۰ ۳۰ نفر دانشجو نما می اندازد تا رييس جمهور عزيزمان که حرفهايش راجع به آوردن نفت سر سفره مردم را تکذيب می کند!

اين سبک دروغ گفتن (مثل آنهايی که سردار طلايی می گويد) يک کارکرد مفيد ديگر هم دارند: کلا هويت مفعول را يا حذف می کنند. مثلا همين که دانشجو ها را دانشجو نما می خوانند. خيلی ضد حال است اين همه خودت را بکشی اعتراض کنی آخرش هم به اسم دانشجو نماها تمام شود! فکر کنم خيلی از اينهايی که اعتراض کردند حاضر باشند پای لرزش هم بنشينند اما اقلا بگويند دانشجو ها اعتراض کردند!

دورغ ماليات که ندارد. تا می توانيد بگوييد!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۸
comment نظرات ()