حرف‌های بی‌مخاطب

 

خيلی وقت پيش ها در بازه زمانی ای که جالم يک جوری بود و به تبع آن وبلاگم هم متاثر شده بود دوست عزيزی به من گفت وبلاگت شده شبيه دفترچه خاطرات. چيزی که من اصلا دوست ندارم.

مدتی است حالم همان گونه است. اينکه کم می نويسم هم از ترس اين است که نکند وبلاگم بشود شبيه دفترچه ای برای تخليه ناراحتی ها و عواطفم. آنهايی که سر می زنند و الاف می شوند به بزرگی خودشان ببخشند.

 

پی نوشت: اين جمله را بعد از نوشتن اين مطلب خواندم و خوشم آمد:

آموخته ام ... که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/٢۱
comment نظرات ()