حرف‌های بی‌مخاطب

 

هر وقت ايران مقابل يک تيم عربی بازی دارد می شود حدس زد يک بازی اعصاب خرد کن و کند همراه با جنگ روانی از سوی اعراب در پيش است. اعراب که خوب ايرانی ها را شناخته اند از همان ابتدای بازی سعی می کنند جنگ روانی ايجاد کنند. هر چقدر هم به بازيکنان ايرانی اين حربه تذکر داده می شود باز هم در اکثر اوقات گرفتار اين دام می شوند و به عکس العمل های تند به اين روش پاسخ می دهند يعنی درست همان کاری را می کنند که حريف می خواهد. نتيجه هم مثل روز روشن است.

حکايت چاپ کاريکاتورها و واکنش های ما حکايت  جنگ روانی اعراب و بازيکنان ما است.

در هر دو حالت ما همان کاری را می کنيم که آنها می خواهند: واکنش توام با خشم کنترل نشده.

تا وقتی اعتراض بود مشکلی نبود. واکنشی بود همراه با خشم. اما خشم کنترل شده. ولی وقتی کار به آتش زدن سفارت می رسد ديگر قابل تاييد و پذيرش نيست. اين دقيقا همان کاری است که آنها می خواهد. اگر تا ديروز برگ برنده دست ما بود و ما می توانستيم بگوييم مظلوم واقع شده ايم از امروز به بعد برگ برنده دست آنهاست. به راحتی می توانند چنان مظلوم نمايی کنند که عده ی بيشتری با چاپ کاريکاتور موافق باشند. کاريکاتور که سهل است. با هزار و يک کار ديگر در قبال مسلمانان موافق باشند. به اين ترتيب ما دقيقا در دام افتاديم. از شرايطی که می توانستيم به نفع خود استفاده کنيم به ضرر خود بهره برديم!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱٩
comment نظرات ()