حرف‌های بی‌مخاطب

آگاهی از نا خودآگاه

يک چيز جالب ديگر اين روز ها کشف کرده ام که گاهی فوق العاده لذت و گاهی فوق العاده درد دارد(گفتم گه آگاهی ها دوجورند!). آن هم شناختن رويه های ناخودآگاه آدمی است. يعنی اينکه مثلا من تا اسم شير ميايد ناخودآگاه می ترسم. کشف اينکه اين ناخودآگاه چگونه عمل می کند و چه روندی را طی می نمايد تا به ترس منجر شود بسار جالب است. از آن جالب تر اين است که بعد از کشف جلويش را نگيری و بگذاری به کارشادامه دهد. يعنی دوباره اسم شير بيايد و دوباره ناخودآگاه بترسی ولی بفهمی چی شد که ترسيدی!

دقت کنيد اينکه ناخودآگاه را بشناسی با اينکه خودآگاه عمل کنی فرق دارد. مثلا وقتی به بدن غذا نرسد ناخودآگاه گرسنه می شود. اينکه بروی و کشف کنی چه هورمومنی ترشح می شود و ... باعث خود آگاه شدن گرسنگی نمی شود. قسمت های روانی قضيه هم هر چند نه کاملا اما خيلی شبيه اين روند هستند.

گاهی خيلی لذت دارد که بترسی از شير ولی بدانی چرا می ترسی و جلويش را نگيری که نترسی. لذتی که می بری لذت خودآگاهی است. لذت دانستن است. اما گاهی اين دانستن اين آگاهی بيشتر از لذت درد دارد. عرض کردم که. آگاهی بر دو نوع است!

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱٥
comment نظرات ()