حرف‌های بی‌مخاطب

پرنده

«فهميدم چت شده. آخرش پرنده شدی. اما ديوانه اگر اينا بفهمن ميندازنت تو قفس اون وقت مدام راجع بهت مقاله ميدن».                (به نقل از فيلم عاشق پرواز - آلن پارکر)

راست می گويد. ماها (يعنی همان اين ها) اگر بفهميم يکی پرنده شده است يا يک نفر رفتارش با ما فرق داشته باشيد او را در قفس تنهايی گيرش می اندازيم بعد مدام راجع بهش حرف می زنيم يا همان به قولی مقاله می دهيم.

با اين حساب يادم باشد اگر روزی پرنده شدم؛ يا اصلا صدايش را در نياورم يا بپرم دور شوم بروم جايی که همه پرواز بلد باشند. همه پرنده باشند. آن وقت با بقيه پرنده ها يکی از همين هايی که پريدن را بلد نيستند گير بياوريم. بياندازيمش در همان قفسی که برای ما ساخته بود و مدام راجع بهش حرف بزنيم تا بفهمد که چه حالی می دهد پرنده ها را در قفس زندانی کردن...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱
comment نظرات ()