حرف‌های بی‌مخاطب

 

اين روزها -حداقل در روزنامه شرق- بحث های زيادی مطرح است راجع به قضيه جمهوريت در ديدگاه امام و تفسير هايی که ارائه می شود. کاری به موضوع بحث ندارم. نکته ای که می خواهم به آن بپردازم واژه ديدگاه امام است. نمی دانم چرا هميشه با اين ترکيب مشکل داشته ام. با اينکه ديدگاه يک نفر آدم - هر چقدر هم بزرگ و قابل احترام- حالت حجت را پيدا می کند. گيرم که به فرض به اين نتيجه رسيدند امام به جمهوريت معتقد بود يا نبود. آيا اين حجت است بر مردم و به عنوان قانون مطرح؟

دقت کنيد يک موقع بحث کلام امام است که بنا بر قانون اساسی (درست يا غلط) به نوعی قانون است اما اين بحث ديدگاه چه؟ هر کسی می رسد يک نظر می دهد راجع به آن و يک تفسير ارائه می کند و ديگری را با اين چوب ميزند که با ديدگاه امام مخالف است. اصلا درک نمی کنم.

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۱٩
comment نظرات ()