حرف‌های بی‌مخاطب

ماشين ميارم؟نميارم؟

    چهار پنج سال پیش وقتی صبحها پدرم مرا به دبیرستان می رساند، همیشه میان ترافیک وحشتناک میدان توحید، یادگار امام و دیگر خیابان های تهران گیر می کردیم. یادم هست آن سالها اضطراب دیر رسیدن داشتم. توی راه بندان ماشین های دور  و برم را که نگاه می کردم می دیدم اکثرا تک سرنشین هستند. کلی بد و بیراه می گفتم که خوب اینها ماشین بیرون نیاورند و به خاطر بقیه مردم هم که شده و خلاصی از این ترافیک از مترو و اتوبوس و تاکسی استفاده کنند. یا لا اقل در مسر خود سه چهار تا هم مسیر را هم سوار کنند تا آن بندگان خدا هم در راه نمانند و به این ترتیب باری از روی دوش وسایل حمل و نقل عمومی برداشته شود. به این ترتیب مسافر در راه نمی ماند و مردم که شرایط را این گونه ببیند ترغیب می شوند ماشین کمتر بیاورند و الخ (به تقلید از جلال!).

همه این تفکرات با ورود به دانشگاه فراموش شد چرا که مسیر دانشگاهم ترافیک چندانی نداشت و راه بندانی نبود تا مرا به فکر وادارد هر چند به آن عهد که مسافر سوار کنم پایبند بودم اما برای نیاوردن ماشین دلیل خاصی نمی دیدم.

    آلودگی هوای تهران بهانه خوبی شد تا تکانی بخورم و این بار نه به دلیل ترافیک که به دلیل آلودگی هوا آوردن ماشین شخصی تک سرنشین را محدود تر کنم. یک هفته بعد از قضیه آلودگی هم به علت تعمیرات پارگینگ توفیق اجباری دست داد تا از تعمت ماشین محروم باشم. تجربه این ده روزه باعث شد ترغیب شوم مطلبی بنویسم در باب مقایسه آوردن ماشین یا نیاوردن آن.

    واضح است که ماشین داشتن راحت تر از نداشتن آن است. به خصوص در روزهایی نظیر روزهای اخیر که نه تنها سرد است که سوز گزنده ای هم میاید و هر گونه هوس پیاده روی را در آدم می کشد مگر مواقع اجباری نظیر مواقعی که باید برای تاکسی منتظر بایستی. آوردن ماشین از جهت وقت و هزینه به نفع آدم است. به خصوص برای منی که فاصله خانه تا دانشگاه با خودروی شخصی 10 دقیقه تا یک ربع است و با وسایل نقلیه عمومی چیزی بین 45 دقیقه تا یک ساعت. از نظر هزینه هم جهت تردد با ناوگان حمل و نقل عمومی بنده روزی باید حوالی ششصد تومان بپردازم در حالی که با ماشین این رقم چیزی در حدود دویست تومان است. تازه اینها برای منی است که به نوعی خانه ام نزدیک دانشگاه است. برای الباقی کسانی که دورتر هستند هم از نظر زمانی توفیر می کند هم ریالی. به خصوص از نظر زمانی آن هم اگر مجبور باشند از همت هم بگذرند! در ضمن سوای همه این مسائل خودروی شخصی مشکلاتی نظیر نبودن تاکسی، پر بودن مترو، تاخیر اتوبوس و ... را ندارد. در تابستان خنک و در زمستان گرم است و دیگر مزایا. به اینها اضافه کنید لذت رانندگی را و برای آدمی مثل من که با ماشینم روابط عاطفی برقرار می کنم (!) مسائلی نظیر آرامش یافتن اعصاب و غلبه بر عصبانیت و ... .

    اما با همه این مزایا، تجربه خوب این چند روزه مرا بر آن داشته که حتی الامکان از خودروی شخصی کمتر استفاده کنم. سفر با ناوگان حمل و نقل عمومی چندین مزیت عمده دارد. اول اینکه در طول مسیر آزادانه می توان فکر کرد، کتاب خواند، بیرون را تماشا کرد یا خوابید. اینها مواردی است که کمتر(!) می توان هنگام رانندگی انجام داد(نگفتم اصلا نمی توان انجام داد چون خودم تقریبا همه شان را انجام داده ام!). مضاف بر همه اینها اعصاب آدم راحت است. درست است که با رانندگی حال می کنم اما با رانندگی بعضا مزخرف بعضی رانندگان در اتوبان ها اصلا حال نمی کنم و همین مقادیری اعصاب را دچار ناراحتی می کند. بنابر این اگر اضطراب دیر رسیدن و عجله خاصی برای زود رسیدن ندارید، استفاده از تاکسی و اتوبوس از نظر اعصاب به مراتب بهتر از خودرو شخصی است. علاوه بر همه دلایل بالا، سه دلیل دیگر هم هست که به نظر من فاکتور های تعیین کننده ای هستند. اول اینکه هوای تهران آلوده است. دوم اینکه ترافیک تهران زیاد است. این دو عامل مقدار زیادی از عمر مردم را هدر می دهند. اولی با تخریب ریه و قلب و دومی با تلف کردن وقت که به نظرم فرق چندانی با اولی ندارد. از آنجایی که همه ما در قبال بقیه مسئولیم این باعث می شود روی آوردن یا نیاوردن ماشین طرف دومی را هم  بگیرم حداقل گاهی! عامل سوم این است که در سفر با وسایل نقلیه عمومی اندکی از آن دنیای ایزوله ای که دو سه پست قبل به آن اشاره کردم خارج می شوم. این حداقل برای من بسیار مهم است.

 

جمع بندی

 

  با توجه به همه آنچه گفتم، حداقل محدود کردن تردد با ماشین شخصی از نظر من برتری دارد به تردد دائم در اوج پرایوسی (باز هم به قول جلال) درون خودروی شخصی. اگر هم خودروی شخصی قرار است بیاورم حداقل برای کم کردن بار گناه! دو سه مسافری را از لذت همنشینی با خودم در طول مسیر بهره مند خواهم کرد!

همه این حرفها به کنار! وقتی بنزین شد 300 تومان آن وقت است که مجبور خواهیم شد تردد را محدود کنیم. هیچ کدام از دلایل بالا نیاز نخواهند بود. کافی است تصور کنید برای پر کردن باک باید 12000 تومان پیاده شوید! خود به خود پیاده روی ترجیح خواهید داد!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۱٠
comment نظرات ()