حرف‌های بی‌مخاطب

بازگشت+کتاب درسی!

بعد از یه وقفه نسبتا طولانی برگشتم.فشار امتحانات مانع این شد که بتوانم چیزی بنویسم.هر چقدر هم بیخیال باشم بالاخره اینقدر دیگه بیخیال نیستم که دیگه شب امتحان هم درس نخوانم.راستش من از آن دسته آدمهایی نیستم که با درس خواندن مخالف باشم یا بگویم آدم فقط باید زندگی اش را به تفریح و باری به هر جهت بگذراند.من از درس خواندن به هیچ وجه بدم نمی اید اما درسی که به درد بخورد.یک سری از درس ها در برنامه درسی ما گنجانده شده اند که هدف از گنجاندن آنها درست بوده ولی چنان بد ارائه می شوند که به جای علاقه ایجاد نفرت می کنند.تقریبا همه دروس عمومی ارائه شده در سطح دبیرستان این جوری هستند.من کارشناس مسائل درسی نیستم اما به عنوان کسی که یک بار این درس ها را گذرانده که حق دارم حرف بزنم.خواندن نصف بیشتر این کتاب ها واقعا یک زجر است.کتاب دینی 2 و3 را نگاه کنید(علت اینکه دینی 1 را مثال نزدم این است که چون در کنکور نمی آمد من هم نخواندم و یادم نیست چی بود!)مال 17 18 سال پیش هستند.من سالهای دبیرستان نفهمیدم که این کتابها چقدر اشکال دارند چون یا سر کلاسشان نبودم یا اگر هم بودم داشتم کتب دیگری می خواندم!اما وقتی در دوره پیش دانشگاهی بالاجبار شروع به خواندن کردم و مجبور بودم با دقت بخوانم چنان اشکالهای اساسی دیدم که کف کردم!(البته اشکال از نظر من)بزرگترین اشکال این کتاب ها هم این است که به درد زندگی روزمره نمی خورد و حتی به کار مستحکم کردن پایه های اعتقادی هم نمی آمد.(جدیدا مثل اینکه یک کتاب جدید تدریس می شود به نام دین و زندگی.هر چند ندیدم کتابش را اما همین که سعی کردند کتاب قبلی را عوض کنند کار قابل تحسینی است)یا مثلا کتاب عربی را در نظر بگیرید.من خودم 7 سال درس عربی داشتم.معمولا هم جزء شاگردان خوب کلاس در این درس بودم اما من با یک نفر آدم عرب یک کلام عربی نتوانستم حرف بزنم.نه او حرف مرا می فهمید نه من حرف او را!اما اگر حرفهایش را می نوشت چنان می توانستم برایش تحلیل الصرفی کنم که خودش نتواند!!!برای این می گویم این کتابها به درد نمی خورند.یعنی به کار زندگی روزمره نمی آیند و اکثرا هم اطلاعاتشان قدیمی و به درد نخور است.(البته کتاب درسی خوب هم داریم مثل دیفرانسیل 1و2 و تقریبا همه کتب فیزیک دوره دبیرستان)به هر حال امیدوارم یک روزی بیاد که دانش آموزان و دانش جویان تو کتابهای درسی شان مطالب به درد بخورتری پیدا کنند.
***
من الان که آمدم بنشینم برای بلاگم مطلب بنویسم قصد نداشتم اینها را بنویسم و واقعا فی البداهه بود!می خواستم یک چیز دیگه بنویسم نمی دانم چرا اینجوری شد!
----------------------------------------------------------------
آن کس که شهامت دارد با خدا تنها باشد به راستی قوی است.

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٢٤
comment نظرات ()