حرف‌های بی‌مخاطب

 

تقريبا هر آدمی به کوچکترين بهانه ای آن کاری که خودش دوست دارد را انجام می دهد و وقتی دليل می خواهد آن بهانه کوچک را نشان می دهد و دليل می آورد.اما اگر انجام کاری ميلش نباشد اگر صد تا دليل بزرگتر از آن بهانه کوچک برايش باورند می گويد اينها که دليل نشد!

بازتاب اين رفتار افراد را می توان در بسياری از نهادها جامعه ديد.مثل شبکه دو سيما.وقتی تعداد زيادی از بينندگان اعتراض می کردند که فيلمهای جشنواره تان تکراری است دليل می آورد که تعداد زيادی (راست يا دروغ با خودشان) تماس داشته ايم که می گفتند اين فيلم را نديده ايم.و کاری را می کردند که دلشان می خواست.اما اگر ده برابر آن مقدار تماس بگيرند بگويند تکراری است عمرا اگر کاری کنند!

مثال ديگر دانشگاه شريف است.اخيرا سالن مطالعه خواهران و برادران را يکی کرده بودند و بعد از چندی دوباره از هم جدا کردند.دليل هم آوردند که اين بار حراست اعتراض نکرده است بلکه دانشجويان معترض بودند.من کاری به درستی يا نادرستی اين عمل ندارم.اشاره ام به نحوه انجام امور است.تعدادی دانشجو اعتراض کرده اند و سريع به نتیجه رسيدند چون مسئولين هم تمايلشان اين گونه بود.اما اگر همين تعدد دانشجو اعتراض می کردند که چرا سالن ها مختلط نيست هم باز به  نتيجه دلخواه می رسيدند؟

چيزی که موضوع را منزجر کننده تر جلوه می دهد ژست دموکرات بودن و به نظر بقيه احترام گذاشتنی است که بعد از انجام اين گونه اعمال می گيرند!

نمونه اين عمل را می توان به وضوح در همه جای مملکت عزيزمان ديد:از سياست خارجی و هسته ای و ... بگير بيا تا فوتبال و ورزش و جزيی ترين چيزها!

رفراندوم چيز خوبی است!به خصوص وقتی بين افرادی برگزار شود که هزينه اصلی را آنها پرداخت می کنند!

بار ديگر به اين نکته توجه می دهم که اين گونه پديده ها -نظير تقريبا همه پديده های ديگر - نه در اثر دخالت های آمريکا و انگليس به وجود آمده اند نه به خاطر دولت جمهوری اسلامي.بلکه تنها بازتاب ساده ای هستند از رفتارها و عادات تک تک ما.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢٢
comment نظرات ()