حرف‌های بی‌مخاطب

 

قبلا فکر می کردم خيلی تلخ و آزار دهنده است.اما الان به نظرم خيلی خنده دار مياد - خنده ای که آدم در مواقع نا چاری سر می دهد - که حالت در اوج بدی باشد بعد به تو بگويند امشب چه سرحالی.يا بگويند چيه چقدر امروز شنگولی؟

حالا کی مياد به اينها بگويد من دارماز خستگی يا سردرد می ميرم خدا  می داند!

و بعد ادعای اين را بکنند که روانشناس خوبی هستند و تو را خوب می شناسند!

شکر خدا که من هيچيم به آدميزاد نرفته حتی علت خنده ها و گريه هام!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٥
comment نظرات ()