حرف‌های بی‌مخاطب

بازهم ترومن شو!

مدتی است که از خودم اين سوال را می پرسم:

اگر هدف خدا از آفرينش انسان فقط اين بود که او را آزمايش کند و بعد که مشخص شد بسته به نتيجه اورا به بهشت يا جهنم ببرد ؛ چرا به جای اينکه اين همه کهکشان و ستاره و زمين و ... خلق کند يک کار ساده تر نکرد؟مثلا يک جايی را درست کند شبيه همان جايی که ترومن شو نشان می داد.بازيگر ترومن ما انسان ها باشيم.نقش های سياهی لشگر را هم مثلا فرشتگان بازی کنند منتهی به نحوی که ما نفهميم.بعد نوبتی هر کس هفتاد سال در آنجا بماند و همه در شرايط يکسان  تست شوندنتيجه هر چه که شد بقيه اش مثل قبل.به اين صورت شرايط همه هم يکسان می بود و در نتيجه کار برای عدالت خدا ساده تر.چرا که ديگر بحث شرايط را هم در نظر نمی گرفت.

در سيستم فعلی برای انسان های معاصر من پديده های «حواس پرت کن» خيلی بيشتر از انسان های قرن دو است و در نتيجه کار سخت تر است.می دانم خدا شرايط را هم در نظر می گيرد اما راحت تر نبود آن کار را بکند؟!

يا شايد هم منظور ديگری داشته است؟!

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱/٢٥
comment نظرات ()