حرف‌های بی‌مخاطب

آغاز يک مطلب بلند

مدتی است که قصد دارم مطلب جديدی را بنويسم که حدس می زنم طولانی خواهد بود.بسيار طولانی.مطلبی که گاهی به شدت ذهن مرا به خود مشغول می کند و بعضا به همراه خود اضطراب و نگرانی را به دنبال دارد.

قبل از اينکه شروع کنم چند قرارداد که در متنم به کار می برم انجام می دهم.البته فعلا يکی در ذهنم هست.اگر باز هم در خلال متن قراردادی خواستم بکنم در اين مطلب آن را اضافه خواهم کرد.

کله ای که در متنم زياد به کار خواهم برد کلمه بی تاثير و مشتقات آن است.من هرجا اين کلمه را به کار بردم منظورم تاثيری است که يک انسان عادی روی محيط اطراف خود می گذارد.طبيعی است که هيچ يک از  ما بی تاثير بی تاثير هم نيست.حداقل اينکه اکسيژن را به دی اکسد کربن تبديل می کنيم.در رده بالاتر هر شخص روی محيط اطراف خود تاثيری ولو اندک را می گذارد.در حالت عادی يک انسان مقاديری تلاش می کند تا مقاديری پول  به دست آورد و شکم خود و احيانا چند نفر ديگر را سير کند.به عبارت بهتر برای بقا زندگی می کند و نه خيلی بيشتر.چنين فردی تاثيری که می گذارد تاثيری است محدود که نهايتا زندگی خود يا چهار پنج نفر ديگر را تحت تاثير قرار می دهد.من کلمه بی تاثير را به چنين زندگی ای اطلاق خواهم کرد.

در طرف ديگر قضيه تاثير گذار آن زندگی ای است که اين گونه نباشد.به عبارت ديگر در ديدگاه من تاثير گذار هر چيزی است که از تلاش برای بقای صرف مقاديری بيشتر باشد.

اين قراردادها را داشته باشيد برای متن!

تذکر:اين تعاريف استاتيک نيستند و ممکن است تغيير کنند تا هر چه بيشتر با ديدگاهم منطبق شوند.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۳٠
comment نظرات ()