حرف‌های بی‌مخاطب

ساعت ۰۰:۰۰

با سلام

اينجا وبلاگ ا م ی ر ح س ا م ص ل و ا ت ی است!ساعت ۰۰:۰۰ بخوانيد و لذت ببريد:

 

دارم به اين نتيجه می رسم که کم آوردن بعضی وقت ها يا شايد هم خيلی وقت ها اصلا نشانه کوچک شدن نيست.برعکس بر ارزش اسنان-حداقل در نظر خودش- می افزايد...

اين جايگزين مطلبی بود که می خواستم  بنويسم اما بنا به دلايلی خود سانسوری کردم.نمی دانم.شايد از فيدبکش ترسيدم.البته احتملا دليل ديگری داشت.

گفتم بيدبک...من مثل هميشه از فيدبک های شما راجع به خودم استقبال می کنم.حالا يا همينجا يا حضوری يا آف لاين يا تلفنی يا هر مدل ديگه ای بلد هستيد.

اما يک مسئله ديگر:

اين  مدت بارها و بارها اين حرف را شنيده ام يا زده ام که اه اين چه زندگی مزخرفی است.آخر اين هم شد وضع؟!در س تمرين ميان ترم درس تمرين ميان ترم همينجوری پشت سر هم بدون اينکه بتوانی خيلی لذت چاشنی ماجرا کنی.البته شايد مشکل از مديريت زمان مست اما من فکر می کنم دانشگاه فی نفسه بيشتر از حد فشار وارد می کند حداقل برق که اين گونه است.نيازی هم نيست معدل ۱۹ به يالا بخواهيد تا لازم باشد فشار تحمل کنيد.اگر بخواهيد در حد متوسط درس بخوانيد فشاری که تحمل می کند کم نيست.چه برسد بهاينکه بخواهيد متوسط رو به بالا باشيد.اين مدت هم که برنامه تفريحی کوتاه مدت مثل سينمايی پارکی چيزی نبود(هر چند الان دوباره مثل اينکه برقرار شده است و اين عمل جای تقدير بسيار از جانب برگزار کنندگان آن را دارد) و در نتيجه زندگی يک زندگی يکنواخت مزخرف غير قابل تحمل می شود گاهی... بد نيست در شورای بعدی به فکر يک سری برنامه های روان درمانی غير مستقيم برای بالا بردن روحيه بچه ها باشد(برنامه های روحيه افزا در دانشکده مخالفت تعدادی از اساتيد را معمولا به دنبال دارد!به علت غير آکادميک کرن فضا!)

گاهی  We Dont need no education چيز خوبی است!

اگر خيلی مزخرف گفتم جدی نگيريد.به هر حال پيش می آيد!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢٠
comment نظرات ()