حرف‌های بی‌مخاطب

ان مع العسر يسرا

الم نشرح لک صدرک؟(آيا ما سينه تورا گشاده نساختيم؟!)

چرا!

و وضعنا عنک وزرک؟(و باری را که بر دوشت سنگينی می کرد از روی دوشت بر نداشتيم؟!)

الذی انقض ظهرک!(همان باری که کمرت را خم کرده بود)

چرا!

و رفعنا لک ذکرک.(و آوازه تورا بلند ساختيم)

ان مع العسر يسرا(با هر سختی آسانی است)

فان مع العسر يسرا.(مسلما با هر سختی آسانی است)

فاذا فرغت فانصب.(پس هر زمان از کاری فارغ شدی به کار مهم ديگری بپرداز)

والی ربک فارغب.(و به سوی پروردگارت توجه کن)

پيامبر خدا به جملات آخر يک چشم زيبا می گويد و دلش آرام می يابد!

اما بنده ناشکری مثل من با اينکه به سوالات جواب بله می دهد از چشم گفتن و پذيرفتن جواب های خدا که به سوال او داده شده است ابا دارد!ای کاش اين قدر ايمان داشتم که می گفتم چشم!

 

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/٢
comment نظرات ()