حرف‌های بی‌مخاطب

تا دوشنبه وقت داری که زلزله بياد!

حتما تا حالا دیگر خبر زلزله شریف به سمعتان رسیده است.اگر هم نرسیده است خوب الان برسد!هوس کردم بعد از عمری دوباره یک سری مطالب جسته و گریخته راجع به این قضیه بنویسم.برای اطلاع آن دسته که از همه جا بی خبر هستند بگویم که روز شنبه-یعنی همین امروز-یک سری از دانشجویان دانشگاه شریف تجمعی کردند در اعتراض به برگزاری امتحانات.ببهانه شان هم این بود که اکثریت خوابگاهی ها نیستند.خوابگاهی ها چرا نبودند؟!برای اینکه می گفتند یکی از اساتید دانشکده فیزیک(که شاید دیگر باید گفت خدایش رحمت کناد!) پیش بینی زلزله کرده است.

این کل قضیه بود و در نتیجه امتحانات هفته اول در دو نوبت برگزار خواهد شد.بماند که یک عده از اساتید گفتند ما یک نوبت بیشتر نمی گیریم  و این نوبت هفته آخر خواهد بود.

اما مطالب زیر به ذهن حقیر خطور کرد:

1.اولا که خوابگاهی ها دو دسته بودند:آنهایی که شنبه امتحان داشتند و آنهایی که شنبه امتحان داشتند.دسته ای که شنبه امتحان نداشتند که تکلیفشان مشخص بود:می رفتند تعطیلات عملا فوقش هم امتحانات برگزار می شد خبر می گرفتند و زودی بر می گشتند.اما دسته دیگر که شنبه امتحان داشتند به سه زیر دسته تقسیم می شدند:دسته یکم که صرفا خوابگاه را تخلیه کردند و به نقاط مختلف شهر تهران(منزل فک و فامیل )رفتند.دسته دوم که رفتند شهرستان و برگشتند و دسته سوم که خیلی انصافا دل و جرات داشتند آنهایی بودند که رفتند شهرستان و بر نگشتند.من فکر میکنم همه جزو دسته های یکم و دوم بودند.تک و توک دسته سوم بودندکه البته منطقی هم هست!در نتیجه بهانه اینکه خوابگاهی ها نبودند شاید خیلی منطقی نبود.

2.اصولا فکر می کنم 90 درصد بچه هایی که بودند صرفا طالب یک فرصت برای مطالعه دروس بودند و این هم دستاویزی بود برای این قضیه(نمونه اش خود بنده) و صد البته این ایراد به من و امثال من وارد است که چرا از راه قانونی برای این قضیه اقدام نکردیم.اما خوب فعلا که نتیجه تا حدی باب دل شده است.ولی هنوز هم این درد سر دلم سنگینی می کند که من باید جمعه 15 خرداد که هم تعطیلی جمعه را دارد هم عنوان تعطیل رسمی را یدک می کشد(یعنی دوبله تعطیل) تا ساعت یک بعد از ظهر دانشگاه باشم در حالی که فردایش امتحان دارم آن هم یکی از دروس پایه ای.چه مرضی است نمی دانم.بگوییم به 18 تیر هم نخواهیم بکشد با یک هفته این طرف آن طرف کردن امتحانات به 18 تیر هم نمی کشد.تازه بکشد.کی شریف شلوغ شده که این بار دومش باشد؟!

3.زلزله دوست داریم!این حرف احتمالا الان حرف دل خیلی از شریفی هسات.اما حرف دل دکتر رحیمی تبار هم همین است؟!دلم برای دکتر خیلی می سوزد.به قول یکی از بچه ها رحیمی تبار تا دوشنبه وقت داری زلزله بیاید!حتما می گویید چشمش کور حرف مفت نمی زد.اولا که هنوز معلوم نیست حرفش مفت بوده باشد(که صد البته برای جان خودم هم که شده امیدوارم از بیخ مفت بوده باشد!) ثانیا بیایم کلاه خودمان را قاضی کنیم:مگر چه حرفی زده است جز اینکه بنا بر یک دلیلی گفته است صرفا احتمال آمدن زلزله زیاد است؟!انصافا ما نبودم که به حرفهایش شاخ و برگ می دادیم؟!به عنوان مثال به مکالمات زیر که در روز شنبه هفته پیش اتفاق افتاده است توجه کنید:

{سر کلاس تاریخ اسلام اولی نیم ساعت از کلاس گذشته وارد می شود!}

-اولی:سلام شنیدی رحیمی تبار چی گفته؟!

-من:نه!چی گفته؟!

-گفته ساعت دو تا سه امروز زلزله میاد!{ساعت مکالمه دو است!}اگر نیاد هم گفته تا ده روز دیگه تو قم یا سمنان میاد!

... ... ...

-ای بابا اینکه میشه الان بیخیال بابا!

{خنده ی من و اولی!}

 

یک ساعت و نیم بعد:

-اولی دوم:شنیدی رحیمی تبار گفته تا نیم ساعت دیگه یه زلزله خفن میاد؟!

-من:|{کمک کم دارد باورم می شود!} نه تورو خدا نیاد!

 

شب:

{می روی ارکات!واه چقدر میل!ای ول یه حالی بکنیم ببینیم ملت چی فرستادند!}

مضامین این است که بنا به گفته دکتر رحیمی تبار از دانشگاه شریف تا ده روز دیگه یک زلزله ناجور در تهران می آید.احتمال آمدن زلزله هم در شب مورد بحث به شدت زیاد است پس بیرون بخوابید!

و به همین صورت شایعات به طور لحظه ای آپدیت می شوند و مضمون همه هم این است که تا ده روز دیکر زلزله می آید و احتمال آمدن آن در 1 ساعت آتی به شدت بالاست!نتیجه اینکه دکتر مجبور می شود جلسه ای گذاشته و توضیح دهد.

اما کار به همین جا ختم نیم شود.قضایای بالا می گیرد تا خوابگاه تخلیه می شود.همشهری مقاله می دهد و حتی هیئت دولت هم از این قضیه با خبر می شوند .گویا حتی خود دکتر را هم احضار کرده اند(البته صرفا شنیده ام.موثق نیست.)

و این گونه یک قضیه ساده می تواند به مسئله امنیتملی تبدیل شود.صد البته که اگر بالا بگیرد وسئله امنیت ملی می شود.حساب کنید بین مردم بپیچد که دکترای فیزیک دانشگاه شریف (که خوب مردم فکر می کنند بهترین دانشگاه ایران است) گفته است زللزه می آید.هم تهران تخلیه می شود هم سمنان هم قم!(حالا شاید هم زلزله آمدو ملت جان سالم هم به در بردند) اما چه کسی این ریسک را می پذیرد که به خاطر یک احتمال پایتخت 6 میلیون نفری زا تخلیه کند وقتی کسی حاضر نشد بم 60 هزار نفری را تخلیه کند؟!پس حق دارند سفت و سخت بگیرند.

و به همین سادگی سرنوشت یک فیزیکدان به نوعی دیگر رقم می خورد.به همین سادگی و از بی مسئولیتی من و امثال من.

آقای دکتر!خیلی دلم می خواهد سرنوشتت بهتر شود.لازمه اش هم همان است که دوستی گفت:تا دو شنبه وقت داری!اما چون آدم خودخواهی هستم و می دانم 6 میلیون نفر بقیه هم خودخواهند ترجیح می دهم حقانیت تو ثابت نشود!

4.بعد از مدتها پای یک اطلاعیه هم نام بسیج خورد هم نام انجمن اسلامی.جدا آدم این صحنه ها رو که می بینه دو تا گروه باهم کار میکنند چقدر خوشحال میشه!!!

به فرخندگی و میمنت !بلکه از قِبل این قضایا گروه های دانشجویی مواضع خصمانه خود را تعدیل کنند.ان شاء الله!

5.این قسمت را  Open Ended می گذارم.اگر حوصله کردم اضافه اش می کنم!

 

 

راستی گذر زهره را در ۱۹ خرداد ماه حوالی ساعت ۱۰ از دست ندهيد.در شمن محض اطلاع بدون ابزار مناسب به خورشيدنگاه نکنيد!حدس می زنم اتفاق خفن ديگری هم در ۱۹ خرداد بيفتد!

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۳/۱٧
comment نظرات ()