حرف‌های بی‌مخاطب

ماجرای مرغ و شن و ماسه!

نشسته بودم به اشکالهای داداشم جواب بدم(آخه امسال کنکور داره!)

بعد سوالهای شيمی رو می ديدم يا مثلا گسسته رو مثل مزغی بودم که جلوش شن و ماسه ريخته باشند!(اين بخش اجرای عملی داره واز افاضات يکی از دوستانه!)

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٢٠
comment نظرات ()