حرف‌های بی‌مخاطب

زلزله ای آمده بود روزی ...

دو هفته گذشت.دو هفته از حادثه ای که تیتر اول اخبار همه دنیا شد سپری شد.از آن موقع تا حالا حرفهایی روی دلم سنگینی می کرد که صلاح نمی دیدم بزنم و وقتی هم خواستم بزنم وقتش را نداشتم.اما الان دلم می خواهد آنچه را نگفتم بگویم.هر چند شاید خیلی هایش را فراموش کرده باشم!

برای من ایجاد سوال شده است.یک سوال خیلی جدی. چند نفر باید فدا شوند تا قدر یک سر سوزن به فکر حفظ جان انسان ها باشیم؟!در مملکتی که هر ماه(رقم صرفا تخمینی است) یک بر شاید یک بحران داریم-حالا به شکل بلایای طبیعی یا غیر طبیعی-چرا هنوز که هنوز است یک ستاد منظم برای امداد رسانی وجود ندارد؟!چرا هنوز مدیریت بحران نداریم؟!تازه افتخار می کنیم که بعد شش روز حادثه را به کل مهار کردیم.تا کی می خواهیم ایمد به کمک های مردمی ببنیدیم و بعد بگوییم حماسه ملی و افتخار کنیم عجب ملت باحالی هستیم.تا کی خودمان را قرار است گول بزنیم؟!می گویند خوب بحران است دیگر مدیریت منظم و تشکیلاتی ممکن نیست!بله این حرف درست است اما نه در یک کشوری که پر از این بحران هاست.داشتم فکر می کردم اگر ژاپنی ها هم به قدر ما حماقت داشتند چه بلایی سرشان آمده بود؟اینقدر پستیم که حتی از زلزله هم استفاده سیاسی می کنیم!روزنا مه های آن طرف برای این که به دولت و مجلس بتازند و استفاده تبلیغاتی کنند برای انتخابات و روزنامه های آن طرف برای تیتر کردن شخصیت هایی که به بم می روند یا کمک های کشورهای خارجی به خصوص آمریکا برای بهره برداری های آینده.من حالم به هم می خورد وقتی می بینم در یکی از معروف ترین روزنامه های ما چنین می نویسد:"...کسی چه می داند؟شاید جان عزیزان بمی ما فدیه عظیمی بود به برگاه خداوند متعال برای حفظ میهن اسلامی از بلایی بزرگ تر..."(اسم روزنامه را ننوشتم که نگویند به خاطر خصومت شخصی مطلب می نویسد!)و بعد افتخار کنیم که ما ملت متحدی هستیم و به فکر هم و ... .

یا اینکه یک سری می آیند و تقصیر را اصلا گردن جمهوری اسلامی می اندازند و این همه قربانی را نشانی از ناکارآمدی نظام می دانند.اما دوست من اینها هیچ ربطی نه به نظام اسلامی دارد نه به نظام شاهنشاهی نه به هیچی!یادمان نرود زلزله هایی با کشته های بالا در زمان شاه هم مرسوم(!) بود.(مثل همان زلزله بویین زهرا) اکال از جای دیگر است.اشکال از طرز فکر است.اشکال از فراموشی ماست.

همین مردم به فکر هم یادشان می رود.من ،تو، همه!منظورم از فراموش کردن این نیست که یادمان برود چنین واقعه ای رخ داده است یا نه.منظورم این است که همه یادشان می رود که مردمی بودند روزی که زلزله همه چیزشان را بر باد داد.همه یادشان می رود که ممکن است این زلزله روزی خانه خودشان را ویران کند.همه یادشان می رود برای روز مبادا تدارک ببیند.همه یادشان می رود که خانه خود را مقاوم کنند.همه یادشان می رود موسسه ژئو فیزیک چه کرد.همه یادشان می رود چرا خوابگاه نوساز فروریخت.و هزار و یک چیز دیگر.من آتش می گیرم وقتی می شنوم دو شب پیاپی این زلزله پیش لرزه داشته و به شهرداری بم و موسسه ژئو فیزیک اطلاع داده شده بود اما هیچ کس حاضر نشد وضع اضطراری اعلام کند.حداقل یک اخطاری بدهند که مردم هوشیار تر باشند.حالا آیا آن مسئول مربوطه می تواند راحت بخوابد؟!30000 آدم!30000 نفر که تا دیروز نفس می کشیدند امروز زیر خروارها خاک هستند.و حالا ما نشستیم و برایشان دل می سوزانیم و از روی ترحم و برای خفه کردن ندای وجدان خود هم که شده لباس های دست دوم خود را می دهیم که بپوشند که از سرما یخ نزنند یا خیلی لطف کنیم چند هزار تومانی کمک می کنیم.و بعد از دو هفته!همه چیز تمام شده است!انگار نه انگار.چه کسی زلزله بویین زهرا یادش است؟!سیل گلستان؟!زلزله اردبیل و ... چه کسی الان به این فکر می کند که برخی سیل زده های گلستان هنوز در چادر زندگی می کنند یا نه؟!

بیایید اینگونه فکر کنیم این زلزله صرفا یک اخطار بوده است.برای یک زلزله بزرگتر و کسی چه می داند این بار شاید در تهران.ارقام وحشتناک را همه شنیده اید.اما این همه چیز نیست.تا جایی که من میدانم انبار مرکزی حلال احمر روی خطرناک ترین گسل تهران یعنی گسل شهر ری قرار دارد.حساب کنید با وقوع زلزله اولین جاهایی که خراب خواهد شد کجاهاست؟!انبار حلال احمر؟!بیمارستان میلاد؟!منطقه مرکزی تهران که تعداد زیادی بیمارستان در آن قرار دارد؟!خانه من و تو؟!کجا؟!

وقتی دربم زلزله می آید بسیاری از مجروحین به تهران می آیند.اما مجروحین میلیونی تهران به کجا برده خواهند شد؟!با چه وسیله ای اصلا؟!وقتی باند فرودگاه مهرآباد ترک می خورد؟!وقتی اتوبان کرج زیر و رو می شود؟!وقتی راه ارتباطی فرودگاه امام خمینی با شهر مسدود است؟!وقتی راه های شرق تهران کاملا خراب شده اند؟!در ضمن وقتی جای دیگری زلزله می آید،حتی برای این مدیریت ضعیف هم به هر حال رییسی هست که کارها را منظم کنید:رییس حلال احمری،وزیری،رییس جمهوری رهبری کسی.اما اگر همه این افراد آن موقع جزو قربانیان حادثه باشند چه؟!(سوای این مطلب که ممکن است بگویید ای بابا اقامتگاه آنها ضد زلزله که هیچی ضد بمب اتم است!)کسی نیست که فرمان بدهد.پایتختی موجود نخواهد بود.آن موقع چه کسی ایران را اداره خواهد کرد.خنده دار است نه؟!همه اینها تبعات یک زلزله ساده است.زلزله ای که تنها اینجا نمی آید ژاپن هم زلزله می آید.آمریکا هم زلزله می آید.همه جا زلزله می آید اما تنها جایی که کشته می دهد ایران است وکشورهایی نظیر ایران.

سرتان را درد آوردم.حرفهایم همه اش درد دل هایی بود روی دلم سنگینی می کرد.اگر بی ربط و گسسته حرف زدم ببخشید.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/۱٩
comment نظرات ()