حرف‌های بی‌مخاطب

۱۶ آذر

فردا روز دانشجو است.امروز روز دانشجو است.دیروزروز دانشجوبود.

نسبت به این سه جمله واکنش افراد فرق می کند.برای اینکه بررسی خود را خاص تر کنم فقط واکنش دانشجوها را در نظر می گیرم که البته خیلی هم فرقی نمی کند.

در برابر این جملات خبری افراد دودسته اند:یا می دانند روز دانشجو چیست یا نمی دانند.دسته ای که نمی دانند باز بر دو دسته اند.با شنیدن این جمله یا می گویند :"اِاِ؟! خوب پس یک کاری بکنیم!" یا اینکه می گویند "اِا؟!" و شانه ای بالا می اندازند و ادامه می دهند : " خوب به ما چه؟!"

اما دسته ای که می دانند باز بر دو دسته اند یا می گویند :" آره خوب چیکار کنیم؟!" یا می گویند : "که چی حالا؟!"

چه ربطی داشت؟!صرفا می خواستم میزان خنثی بودن ملت را بگویم.هنوز یک سریاز ماها در روز جهانی کودک و دانش آموز سیر می کنیم.البته اصلا و ابدا قصد کلاس گذاشتن ندارم لطفا برداشت بد نکنید.

حالا ممکن است سوالی مطرح شود که اساسا چرا باید یک کاری کرد؟!(حالا هر کاری.نه البته هر کاری هم نه!) خوب بدیهی ترین دلیل برای این کار این است که نشان دهیم هستیم.روز جهانی کودک تلویزیون برنامه پخش می کند ملت می فهمند که قشر کودکان هم وجود دارند.روز دانش آموز هم که راهپیمایی  هست و تلویزیون باز اینقدر نشان می دهد که حال همه بد شود و در ضمن هم بفهمند دانش آموزانی هم هستند.اما روز دانشجو خیلی از این خبرها نیست!

پس باید کاری کرد که نشان دهیم هستیم.

صد البته که این روز یک بهانه خوب هم هست برای مطرح کردن خواسته های خود.پس چه بهتر که از آن استفاده کرد و در حالتی که یک کمی هم حتی توجه عمومی به سمت دانشجویان هست خواسته های خودمان را بیان کنیم.

اصلاص بگذارید ببینیم هدف از این که یک سری روزها را نامگذاری می کنند چیست؟!هدفی که از اینکار دنبال می شود متمرکز کردن افکار عمومی بر روی موضوعات خاصی است.حالا یا این موضوعات بزرگداشت واقعه ای است مثل هفته دفاع مقدس یا موضوعی است که خوب است به آن توجه شود مثلا هفته مبارزه با مواد مخدر.روز دانشجو  هم یکی از این روزهاست که باید در آن مثلا به دانشجو توجه بیشتری شود.اما توجهی که سعی می شود به دانشجو بشود چیست؟!صرفا در حد این است که رییس جمهوری رهبری کسی بیاید یک سخنرانی بکند در ستایش دانشجو ها و اینکه باید بیدار و آگاه و هوشیار باشند و روی مسائل اطراف خود حساس.(یا در موارد خاص اینکه دانشجو باید مراقب توطئه های دشمن باشد که سعی در رخنه در دانشگاه دارد!)

خوب اینجا کی میاد بپرسه هی تو نظرت چیه؟دلت چی می خواهد!؟هیچ کس!و اصولا این کار هم معنایی ندارد که بیایند از من بپرسند عزیزم بگو چی دوست داری برات تهیه کنیم!من کم کم باید یاد بگریم حقم را خودم بگیرم نه اینکه به من بدهند.حالا اگر من نگویم چه می خواهم که بگوید؟!که به خواسته من گوش دهد وقتی چیزی نمی گویم؟!

چرا اینها رو نوشتم؟!نمی دونم شاید می خواستم بگویم فعال تر باشیم!شایدم می خواستم بگویم من هنوز زنده ام و دارم سعی می کنم فعال بمانم!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٩/۱٧
comment نظرات ()