حرف‌های بی‌مخاطب

تمام سپاس از آن او

تمام سپاس از آن او

که غير از او هيچ کس را صدا نمی کنم.

گيرم که ديگران را صدا می کردم؛پاسخم را نمی دادند.

 

تمام سپاس از آن او

که دلم به هيچ کس جز او  خوش نيست.

گيرم که به ديگران دل خوش می کردم؛

نا اميدم می کردند

 

تمام سپاس از  آن او

که کارهايم را خودش رو به راه می کند

و پيش اش عزيزم

گيرم که امور را وا می گذاشتم به اين مردم؛

خوارم می کردند.

 

 

تمام سپاس از آن او

که به من نيازی نداشت ولی گفت:

دوستت دارم.

 

تمام سپاس از آن او

که جوری با من صبوری می کند

که انگار هيچ کار سياهی نکرده ام

 

پروردگار من؛

بهترين من است

بهترين چيزی که می شناسم

شايسته ترين کس

برای سپاس.

 

                                                                      از دعای ابوحمزه ثمالی

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۸/۱٦
comment نظرات ()