حرف‌های بی‌مخاطب

یک کمی هم ۱۸ تير

فردا روزی است که غلط یا درست جزیی از تاریخ کشور ما شده است.منظورم هیجدهم تیرماه است که برای بعضی ها به سمبلی برای آزادی خواهی و نافرمانی مدنی تبدیل شده است.هر جا که بروید صحبت از 18 تیرماه است.اکثر مردم(یا حداقل اکثر آن تعدادی که ما دیده ایم!) سعی دارند برنامه های خود را جوری تنظیم کنند که آن موقع حوالی مرکز شهر نباشند علی الخصوص با ماشین.تا آنجایی هم که من می دانم وزارت کشور هیچ مجوزی برای برگزاری هر گونه تجمعی نداده است و گویا دفتر تحکیم وحدت امروز برنامه های خود را برگزار کرده است.از دید یک عده هیجده تیر روزی سیزده به در و تفریح اوباش و عوامل بیگانه است و از دید دیگری روز مبارزه برای آزادی.خدا را چه دیدید؟!شاید یک روزی هم شد در تاریخ آینده ما هیجده تیر جای بیست و دوم بهمن را گرفت؟!هر چند که ایمدوارم هیچ وقت چنین اتفاقی نیا فتد.تنها به این دلیل که اینکار مستلزم انقلاب گونه ای است که من حداقل در شرایط حاضر آن را نمی پسندم.(شاید من بد سلیقه باشم؟!)
باز هم شاهد انواع ایمیل ها و ... بوده ایم(و احتمالا خواهیم بود)که در آن دعوت به تظاهرات شده بود.(نمونه اش نظر شماره پنج در متن قبلی).نظرم را قبلا در مورد این گونه مطالب گفته ام و اظهار دوباره آن تکرار مکررات است.
اما در مورد اینکه آیا باید در این تجمعات شرکت کنم یا خیر،خیلی فکر کردم اما به معنای واقعی کلمه به هیچ نتیجه ای نرسیدم.در مورد این مسائل من معمولا با کسی بحث می کنم.اگر کسی نباشد هم با خودم!شاید عجیب باشد اما بسیار لذت بخش است.آن هم برای من که سرم برای بحث درد می کند.خیلی ساده!دو یا چند قسمت مجزا در مغزم می سازم بدون هیچ گونه وابستگی به آنچه واقعا هستم(یا به طور تقریبی)هر بخش نماینده یک جور شخصیت.خودم را جای اشخاص می گذارم(که بعضی وقت ها برای واقعی تر شدن به شکل یکی از آشنایان تصورش می کنم) و بحث می کنم.برای 18 تیر هم مشابه همین کار را کردم و نتیجه فقط هیچ بود.نتوانستم خود را قانع کنم که شرکت کنم و نتوانستم دلیل بیاورم که نباید شرکت کنم.از یک طرف عقیده ام این است که باید طبق قانون رفتار کرد و قانون اجاز برگزاری هیچ تجمعی را نداده است(شما جای قانون بودید می دادید؟!)و دیگر اینکه نتیجه اینجور تظاهرات تقریبا فقط خرابی است و در نهایت خواسته اصلی مطرح نمی شود و هزار دلیل دیگر برای شرکت نکردن و از طرف دیگر اینکه پس چگونه باید "حق" خود را بگیریم در حالاتی که قانون ابزار دست استبداد باشد و اجازه هیچ کونه تظاهرات مخالفان را ندهد یا چگونه باید اصلاحات اصلی مد نظر خود را بگوییم در حالی که کسی از سران حکومت رویش نمی شود آن را بازگو کند و ... .
و همان طور که گفتم نتیجه بحث حداقل برای من مساوی بود.و در نتیجه چون هنوز انگیزه کافی ندارم هیجده تیر احتمالا در خانه خواهم ماند.البته ممکن است بعدا از این کارم پشیمان شوم یا نه خوشحال شوم.به هر حال چون من کاری را نمی کنم مگر انگیزه و دلیل کافی برایش داشته باشم(هر چند که خیلی برای این کارم مورد تمسخر واقع شدم) هجده تیر خانه نشین خواهم بود.(مطمئن باشید اگر انگیزه کافی برای کاری داشته باشم تا ته آن هستم و از هیچ چیز هم نمی ترسم.می توانید فکر کنید خالی می بندم اما برای بعضی ها ثابت شده است که خالی نمی بندم می توانید از آنها بپرسید!!!)
و در آخر هم امیدوارم 18 تیر امسال به خوبی تمام شود:بدون هیچ گونه خرابی بدون خشونت و بدون ضد و خورد.آرزویی که بیشتر شبیه خواب کسی است که شام سنگینی خورده باشد.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٤/۱٧
comment نظرات ()