حرف‌های بی‌مخاطب

يک کمی راجع به ۱۸ تير

چند لحظه پیش یک OffLine خواندم که مضمون آن این بود که هیجدهم تیر بیرون بریزید.اگر آینده مملکتان برایتان مهم است باید بیایید.بیایید که باید خودمان را نشان بدهیم که جوانهای سوسول نیستیم و ... . چند جا راهم اعلام کرده بود برای جمع شدن.فرستنده یا بهتر بگویم فوروارد کننده این مطلب دوست عزیزی بود.برایش خیلی محترمانه نوشتم که من آینده مملکتم برایم خیلی مهم است و روز هجده تیر ممکن است بیایم بیرون اما اصلا به قصد براندازی و انقلاب و ... نخواهد بود.فقط صرف یک اعتراض و آن در تجمعات قانونی آن هم یکی دو بار در سال برای اینکه برایم عادت نشود هر چه خواستم راه بیفتم در خیابان و فریاد مرگ بر و درود بر سر دهم و شیشه بانک ها بشکنم. نه تنها روز هجده تیر بلکه هر روز دیگری در این تجمعات یا تظاهراتی که خود نیز نمی دانند چه می خواهند شرکت نخواهم جست. ممکن است بگویید هدف واضح است :تغییر حکومت.علت؟!معلوم است برای اینکه یک عده فرض کرده اند مملکت ارث پدرشان است.فرضا قبول.اما بعدش چه؟!همینجوری که نمی شود حکومت سرنگون هدف می خواهد و جانشین و علاوه بر آن اراده.هدف را داشتیم اما جانشین چی؟!اکثر این افراد روی این قسمت قضیه فکر نکرده اند و فقط روی جو می کویند بریزیم مملکت را سرنگون کنیم.اراده هم بعید می دانماگر اراده داشتیم هنر می کردیم وظیفه خود به عنوان بخشی از اجتماع را درست و در راه پیشرفت مملکت انجام میدادیم نه صرفا بنشینیم و بخوریم و حرف بزنیم و انتظار داشته باشیم حکومت بیاید همه جا را گلستان کند و اگر نکرد یک مدل جدید از حکومت را امتحان کنیم.من مگر مرض دارم دوباره انقلاب کنم؟!آنهایی که تاریخ خوانده اند می دانند چندین سال –یک،ده یا شاید حتی صد سال-بعد از هر انقلابی استبداد نا خودآگاه به وجود می آید.بیایم انقلاب کنم که سی سال بعد دوباره کاسه چه کنم چه کنم بگیرم دستم که حکومت را سرنگون کنم؟!هر چیزی به جایش خوب است.انقلاب هم به جایش نه اینکه سی سالی یک بار همه چیز را عوض کنیم.کلی بجنگیم انقلاب کنیم.بعدش ده سال وقت بگذاریم رژیم قبلی را بکوبیم و بعد تازه بیاییم بپرسیم کجای کاریم و چه می خواهیم.اگر قرار باشد همه خواسته هایمان را با مشت های گره کرده در خیابان بگوییم که سنگ روی سنگ بند نمی شود.عده ای معترضند تظاهرات می کنند.عده ای هم موافقند و علیه اینها تظاهرات می کنند و نتیجه می شود اینکه نه آن طرف زیر بار می رود نه اینواینجا حتی دمکراسی هم کمکی نمی کند.اشکال اصلی از شیوه اداره نیست.اشکال از ماست که بدنه این حکومتیم.هزار سال دیگر هم بگذرد و هر جور حکومتی هم بیاید،حتی می خواهد حکومت خدا باشد،تا ما خودمان را درست نکنیم هیچ چیز فرقی نمی کند.
و نکته دیگر:از نظر من همه این دعواها همه این اعتراض ها طبیعی است و باید پیش بیاید.چند سال دیگر که تو سر همدیگر زدیم و به جایی نرسیدیم می فهمیم که راه درست چیست.باید پیش بیاید و با این چیزها هم هیچ حکومتی عوض نمی شود.
و یک نکته دیگر:بعضی مسئولان یا خیلی نادانند یا مردم را نادان فرض کرده اند.من اصلا قبول کردم که توطئه آمریکا در کار است و غیره.اما جدا فکر می کنند هر کس اعتراض دارد دلار گرفته آمریکاست و مزدور اجنبی؟!اصلا احتمال نمی دهند که این هم هموطن ماست که مملکتش را دوست دارد ولی به شیوه اداره آن معترض است؟!من بعید می دانم اینقدر نادان باشند یا نابینا!حالا اینکه مارا نادان فرض کرده اند یا نه را خود دانند!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٢٦
comment نظرات ()