حرف‌های بی‌مخاطب

ماجرای چمدان ۵۰۰ ميليون دلاری و باقی قضايا!

ماجرای صحبت های آقای مصباح یزدی را شنیده اید که در سخنان پیش از خطبه نماز جمعه تهمت هایی را متوجه مسئولان کرده بود.طبیعی است که بعضی ها ناراحت شدند و گفتند اگر می توانید ادعای خود را ثابت کنید و باقی قضایا.اما دو روز پیش روزنامه ایران مطلبی را از زبان آقای علیزاده –رییس کل دادگستری استان تهران-نوشت که:
"...وی درباره اظهارات آیت الله مصباح یزدی در نماز جمعه در مرود اعطای کمک 500 میلیون دلاری به قصد خریدن مسئولان ایران،گفت این مسئله صرفا در حد سخنرانی بود و از نظر قانونی بی اعتبار است"(!!!!!!!!)
من با خواندن این مطلب به شدت تعجب کردم.آیا این به این معنی نیست که هر کسی خواست بیاید و از پشت تریبون-تازه آن هم تریبون نماز جمعه با آن مقدار شنونده-به هر کسی که خواست تهمت بزند و هر چه خواست بگوید و هیچ دلیلی هم برای اثبات حرفهایش اقامه نکند چرا که اینها فقط حرف است!یعنی هر چیزی خواستی بگو که خیالی نیست.گویا بعضی آزادی بیان را این چنین تعبیر کرده اند!(که البته این چنین نیست)
البته توصیه من به شما این است که شما خود را جزو آن "همه"که حق دارند هر چیزی خواستند بگویند ندانید چون افراد خاصی جرو "همه"هستند و شما نیستیدواگر باور ندارید به آخر و عاقبت امثال کسانی مثل آقای آقاجری بنگرید که خود را جزو همه پنداشتند و خوب صد البته نتیجه این"اشتباه "خود را دیدند.(البته فرقی که ایشان با بعضی ها داشتند این بود که هر چه خواستند نگفتند و بی مدرک حرف نزدند و شاید علت حکم ایشان نیز همین تفاوت بود.چون اصولا تبعیض معنی ندارد و تفاوت در احکام را باید در اختلاف شرایط اولیه و فرضیات جستجو کرد!!!)

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٢٦
comment نظرات ()