حرف‌های بی‌مخاطب

امتحان

امروز بالاخره بعد مدتها یک امتحان دادم که ازش لذت بردم.الان احمالا می گید که بابا خرخون!بابا بیست!اما نکته اصلی اینجاست که اصلا شاید نصف نمره را هم نیارم اما سر جلسه از سختی سوالهل لذت بردم.به این معنی که بعد مدتها امتحانی دیدم که ایده می خواست تا خر کاری(البته اصلا از امتحان ریاضی هایی که ایده بخواهند خوشم نمیاد!)برای همین لذت بردم از اینکه سه ساعت با مسئله سرو کله زدم هر چند که حل نشده باشد.برای همین لذت بردم بعد مدتها که یک استاد ÷یدا شد که دانشگاهی امتحان بگیرد نه برای نمره!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٢٦
comment نظرات ()