حرف‌های بی‌مخاطب

اصلاحیه در راستای مطلب مصر

در پست قبلی مطلبی راجع به شرایط مصر و مقایسه اش با وضع ایران نوشتم که تا حدی شتابزده بود و بابت این و بابت لحن مطلب عذرخواهی می کنم چون با توجه به کامنت های دوستان و نگاه کردن از زاویه دید طرف مقابل به نظر می رسد میتوان  در قبال حوادث مصر موضع موافق گرفت و در مقابل حوادث ایران موضع مخالف. توصیه می کنم کامنتهای مطلب قبل را بخوانید تا واضح تر شود موضوع. 

هر چند این به این معنی نیست که موضوع برای من حل شده است. از نظر من کماکان بسیار عجیب است که جنبش مردم مصر بیداری باشد و مال ایران فتنه! شاید ریشه این مشکل در تعریف کلمه »مردم« باشد چرا که از منظری مردم یعنی اکثریت مردم و باید اکثریت مردم طرفدار یک جریان باشند تا آن جریان بیداری تلقی شود و گرنه میشود فتنه. ولی از نظر من اگر تعداد قابل توجهی از مردم مشکلی داشته باشند باید به درخواستشان رسیدگی شود نه اینکه با چسباندن یک سری واژه نظیر مزدور آمریکا و جیره خوار اجنبی و ... قضیه را بست و رفت سراغ قوه قهریه! و استفاده از قوه قهریه علیه مردم )به تعبیر تعداد قابل توجه که از نظر من یک نفر است( در یک جا را پسندیده شمرد و به همان ترتیب ایجاد محدودیت در خبررسانی و اینترنت را توجیه کرد و در جای دیگر همان کارها را پسندیده شمرد.

پی نوشت : مستقل از چیزی که من نوشتم هر دو طرف ماجرا ادعای اکثریت بودن را دارند و من در مقامی نیستم که راجع به این موضوع قضاوت کنم و اصولا برایم در درجه دوم اهمیت قرار دارد. مهم تر از اکثریت یا اقلیت بودن برای من این است که حقوق افراد پایمال نشود چه اقلیت چه اکثریت. 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٦
comment نظرات ()