حرف‌های بی‌مخاطب

محرم 2009

به نظر می‏رسد رنگ و بوی محرم امسال بسیار سیاسی‏تر از سال‏های قبل باشد و این باعث نگرانی بعضی از رجال سیاسی و دینی ما شده است. البته دلایل نگرانی‏ها متفاوت است. عده‏ای نگرانند به همان دلیل که 13 آبان یا 16 آذر نگران می‏شوند، عده‏ای دیگر هم از این ناراحت و نگرانند که عزاداری امام حسین دستمایه‏ی بازی‏های سیاسی قرار بگیرد و من اتفاقا با این طیف دوم موافقم. در ابتدا بگویم که من اصلا معتقد نیستم عزاداری برای امام حسین یک "هدف" است به این معنی که اصل خود عزاداری است و اینکه اشکی بریزیم و یادی از شهدای کربلا بکنیم و ثوابی ببریم و با این‏کار شفاعت حسین‏بن‏علی را در آن دنیا برای خود بخریم. بلکه معتقدم اگر عزاداری توصیه شده است به این دلیل است که هدف و آرمان شهدای کربلا و امام حسین زنده بماند. به همین دلیل به نظرم نگرانی از اینکه روضه‏خوانی و "گریه" مردم امسال کم‏تر شود صحیح نیست. 

 

اما از آن طرف، با اینکه عزاداری بخواهد وسیله‏ای شود برای پیشبرد مقاصد سیاسی مخالفم. یعنی با این به شدت مخالفم که کسی به چیزی معتقد نباشد اما چون بقیه به آن اعتقاد دارد از آن سواستفاده کند تا مقاصد خودش را پیش ببرد. مثلا "خون شهدا" را در نظر بگیرید: خیلی از کسانی که این واژه را زیاد به کار می‏برند شاید اصلا برایشان مهم نباشد که خونی برای دفاع از این مملکت ریخته شده است اما پای جدال‏های سیاسی که وسط بیاید سریع خودش را به شهدا و امام و ... می‏چسباند و سند مالکیت آن‏ها را به نام خود می‏زند. سپس با استفاده از این‏ها و متهم کردن رقیب به پایمال کردن خون شهدا یا آزردن روح امام و ... بر او غلبه می‏کند و از او امتیاز می‏گیرد. مثال‏هایی از این دست متاسفانه بسیارند و من درست به همین دلیل مخالفم با اینکه امام حسین و عزاداری امام حسین صرفا وسیله‏ای باشد برای غلبه بر حریف. دقت کنید که من نمی‏گویم کسی الان دارد این کار را می‏کند یا نه. شاید اصلا هیچگاه نتوان با اطمینان صد در صد گفت که کسی مشمول این قاعده می‏شود یا نه چون مسئله درونی است و بحث نیت است. ممکن است همانی که خون شهدا را وسط می‏کشد واقعا به این مسئله معتقد باشد و صرفا به عنوان ابزار استفاده نکند. ولی خود فرد می‏فهمد که کی دارد از چی به عنوان ابزار استفاده می‏کند. این‏طور مواقع به نظرم اشتباه است اگر این‏کار را انجام دهد.

 

یک نکته دیگر هم در مورد عزاداری محرم برایم مطرح شده است این است که آیا عزاداری محرم اصلا باید سیاسی (یا شاید بهتر است بگویم سیاسی-اجتماعی) باشد یا نه؟ اگر نباشد می‏شود همینکه یک جماعتی ده روزی را گریه کنند و احساساتشان تخلیه شود و بعدش زندگی روزمره‏شان را از سر بگیرند تا سال بعد. اما اگر بنا بر این شد که سیاسی باشد مسئله این است که هر یک از طرفین ماجرا را از زاویه دید خودش روایت می‏کند و خودش را حسینی و طرف مقابل را یزیدی می‏خواند. این وسط اگر قرار باشد هر یک از طرفین به تکلیف خود (که ناشی از حسینی بودن خودش است) عمل کند باید طرف مقابل را قلع و قمع کند یا حداقل زورش را بزند تا حسین‏وار رفتار کرده باشد. واضح است که در این صورت چه هرج و مرجی رخ خواهد داد. البته مادامی که اکثریت غالب مردم با یک طرف باشند مشکلی پیش نمی‏آید و همه علیه طرف مقابل می‏شورند مثل زمان شاه. ولی الان که تعداد هواداران طرفین که اتفاقا رهبران هر دو داعیه انقلابی بودن و دین‏دار بودن دارند کم نیست، این به نظرم نکته مهمی است که باید به آن توجه شود. 

 

و یک نکته کلی دیگر: به نظر من تعمیم اتفاقات تاریخی به زمان حال کار بسیار سخی است و نیازمند این است که شرایط دقیقا مثل هم باشند (که باز هم این مورد از دید افراد مختلف فرق خواهد کرد و مشکل ساز خواهد بود). به عنوان مثال یک نفر ممکن است شرایط الان را به شرایط زمان امام حسین تشبیه نماید. سپس نتیجه‏گیری کند که باید علیه ظلم و یزید زمان شورید چون حسین‏بن‏علی چنین کرد. اما شیعه علاوه بر امام حسین ده امام دیگر هم داشته که به هر دلیل علیه حکومت نشوریدند. اگر بحث تعمیم است چرا مثلا صلح امام حسن یا سکوت امام علی تعمیم داده نشود؟ حرف من این نیست که شرایط الان مثل زمان کدام امام است. تمام حرف من این است که اگر قرار است تشبیه و تعمیمی صورت گیرد دلیل محکم می‏خواهد و همین‏طوری نسبت دادن یزید به یک طرف قابل قبول نیست چون هر دو طرف همین‏کار را می‏کنند (یک مثالش همان سبز نبوی/علوی/اموی و ... است). 

 

یک مورد دیگر هم هست که برای اینکه در کامنت‏ها ننویسم اینجا می‏گویم: از نظر من اینکه از مناسبت‏های تقویم ملی و دینی برای بیان اعتراضات استفاده شود بسیار عالی و هوشمندانه است. دلیلش هم ربطی به برداشت من از مثلا حق بودن یک طرف و باطل بودن طرف دیگری ندارد. بلکه علت اینکه این کار به نظرم خوب است این است که وقتی به یک گروهی تریبونی برای بیان حرف‏هایشان داده نشود که حرف‏هایشان را- چه غلط چه درست- بزنند، استفاده از هر فرصت ممکن بسیار عاقلانه است. ربطی هم به اینکه از نظر من گروه بر حق است یا باطل ندارد. هر چه باشد باید این حق بهش داده شود که حرفش را بزند و مردم قضاوت کنند.

 

و در انتها، فارغ از مسائل سیاسی دو پیشنهاد مرتبط با محرم:

1) در کتاب "حق الناس" به قلم محسن کدیور که قبلا هم اینجا راجع بهش نوشته بودم فصلی به قیام امام حسین علیه حکومت یزید اختصاص داده شده است و هدفش بررسی این قیام از زاویه دید دیگران است یعنی کسانی که شیعه نیستند و لزوما امام حسین را بر حق نمی‏دانند و نمی‏دانستند. سوالی که در این بخش سعی شده به آن پاسخ داده شود این است که حتی با فرض اینکه حسین‏بن‏علی امام نبود و بر حق بودنش مسلم، آیا برخوردی که با او شد درست بود یا نه؟ خواندن این فصل را بسیار توصیه می‏کنم به خصوص از این جهت که حاوی تعاریف دقیق فقهی و دینی واژگانی است که این روزها زیاد شنیده می‏شود نظیر بغی، باغی، محاربه و ... . همچنین حکم دینی هر یک از این واژگان بیان شده ااست. در نهایت با توجه به این تعاریف بررسی شده است که از زاویه دید یک فرد غیر شیعه که امام حسین بر حق نیست، کدامیک از این تعاریف بر او صدق می‏کند و متناسب با آن چه برخوردی باید با او صورت می‏گرفته است. اکیدا توصیه می‏شود که بخوانید کل این کتاب را. 

2) دوستی برایم لینک صحبت‏های دکتر سروش به مناسبت محرم 1387 را فرستاده بود که من هم اینجا می‏گذارم [+]. شنیدنش را توصیه می‏کنم به خصوص از این جهت که از زاویه دید متفاوتی به مسئله می‏پردازد و حاوی نکات آموزنده و تامل برانگیزی است. 

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳
comment نظرات ()