حرف‌های بی‌مخاطب

 

در خبرها میاید که جوانی را به اتهام محاربه محکوم به اعدام کرده اند. بر اساس فتوای آیت الله مکارم شیرازی. بعدترش آیت الله مکارم تکذیب می کنند که چنین فتوایی داده باشد. [+] بعدترش وکیل خبر تایید حکم اعدام در دادگاه تجدید نظر را تکذیب می کند [+] یعنی خبر صدور حکم اعدام درست است اما تاییدش نه! (البته اینکه خود این تکذیبیه هم چقدر مطابق با واقع باشد را من نمی دانم چون درهمان لینک قبلی ذکر شده است که این وکیل وکالت سعید لیلاز را هم بر عهده دارد و پرونده موکلش هنوز در حال رسیدگی در دادگاه تجدید نظر است و حکم صادر نشده در حالی که در همان سایت تابناک، چند ساعت قبلش نوشته شده است که حکم سعید لیلاز از 9 سال به 3 سال کاهش یافت [+]). 

 

چیزی که خیلی این وسط من را اذیت می کند بازیچه شدن جان یک جوانی است که به جای اینکه شب عید کنار خانواده اش باشد در زندان منتظر تعیین سرنوشت مرگ و زندگی اش است. اگر جرمش واقعا همان چیزی است که در خبرها آمده بود، یعنی پرتاب سنگ در روز عاشورا، واقعا باید به حال صادر کنندگان حکم افسوس خورد1 که یا واقعا از پرتاب سنگ اینقدر خوف برشان می دارد که حکم محاربه برایشان مصداق پیدا می کنند یا اینکه برای زهر چشم گرفتن خیلی راحت جوانی را قربانی می کنند و خلاص!

و بدتر از همه اینکه این احساس یاسی است که بر آدم غلبه می کند وقتی فکر می کند که افسوس خوردن و ناراحت شدن کمک چندانی به نجات جوانی از چوبه دار نمی شود. جوانی که خیلی راحت می توانست برادر خود من باشد.

 

پی نوشت ها:

1) نوشتم باید افسوس خورد چون نمی دانستم باید چه کار کرد که حق مطلب را در چنین شرایطی ادا کند.

2) ممکن است بعضی از خوانندگان اعتراض کنند که از کجا معلوم جرم واقعا همین بوده و مثلا حکم اعدام بر اساس جرم دیگری صادر نشده باشد؟ من هم نمی دانم ولی وقتی تنها خبری که به بیرون درز می کند این است (که اول هم احتمال می رفت دروغ باشد بعد رفته رفته اصل حکم تایید شد) آدم نگران می شود. به علاوه اینکه از نظر من اگر صدور این حکم به خاطر پرتاب سنگ حتی به احتمال یک هزارم درصد هم درست باشد نباید در برابرش سکوت کرد چرا که جان انسانی در وسط است. دیگر بحث جریمه نقدی و زندان و ... نیست (که انها هم به جای خود محل اعتراضند). بحث مرگ و زندگی یک نفر است.

3) در مورد محاربه صحبت شد این را هم اضافه کنم بد نیست:

بنا بر نظر آیت الله مکارم شیرازی محارب کسی است که: «با اسلحه مردم را تهدید کند و قصد جان یا مال یا ناموس مردم را داشته باشد، و در محیط اجتماع ناامنى ایجاد کند.» (لینک)

حالا قضاوت راجع به اینکه آیا پرتاب سنگ مصداق محاربه است یا نه و اینکه بین کسی که سنگ پرت می کند و کسی که با زور و اسلحه وارد کوی دانشگاه می شود کدام یک به داشتن ویژگی های ذکر شده نزدیک ترند با خودتان.

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
comment نظرات ()