حرف‌های بی‌مخاطب

مزدک میرزایی پاچه خوار؟

خوب بعد از یک مدت غیبت نسبتا طولانی برگشتم.

برای شروع، یک مطلب نسبتا قدیمی مانده است که می خواستم بنویسم.

 

همه ی آنهایی که بازی استقلال - پرسپولیس را در عید تماشا کردند خوب یادشان هست که گزارشگر بازی، مزدک میرزایی، چقدر به اصطلاح پاچه خواری کرد راجع به انرژی هسته ای و سال نوآوری و ... .

کاری به این ندارم که لیستی به او می دهند و می گویند بخواند یا نه. و کاری به این ندارم که مزدک میزایی این کار را با علاقه می کند یا با اکراه. روی صحبتم با آنهایی است که به او خرده گرفتند که چرا این قدر پاچه خواری می کند.

از نظر من نه تنها مزدک میرزایی، بلکه سایر گزارشگران، مجریان و اخبارگویان صدا و سیما مجبور به رعایت یک سری مسائل و انجام یک سری کارها هستند من جمله تایید انرژی هسته ای، دعوت به شرکت در انتخابات و ... . برای یک عده از آنها انجام این کارها مطابق میلشان است و با تفکراتشان سازگار. برای یک سری دیگر نه.

 

آن دسته که این کار را با میل انجام می دهند به نظرم جایی برای خرده گیری بهشان نمی ماند. البته اگر هیچ پروتکلی برای انجام این مسائل در صدا و سیما نبود، این ایراد به این دسته از افراد وارد بود که چرا از تریبون ملی برای تبلیغ عقاید شخصی استفاده می کنند (بماند که خود همین پروتکل هم یک جورهایی عقاید شخصی مسئولین رده بالاست). می ماند آن دسته که این کار را علی رغم میلشان انجام می دهند که من فکر می کنم عمده خرده گیری ها به مزدک میرزایی و یا تا حدی عادل فردوسی پور به همین دلیل است که این گونه تصور می شود که این افراد علی رغم میلشان یک سری کارها را انجام می دهند (من هم جزء این دسته ام)، مثل شاه بیت مزدک میرزایی که در سال نوآوری هر تیمی نوآوری بیشتری داشته باشد برنده می شود!

 اینجا خرده گیری برای چیست؟ برای این است که آقای مزدک میرزایی اگر کاری را دوست نداری انجام ندهی انجام نده! دلیلی ندارد آدم تن به اجرای هر کاری بدهد. اگر هم نمی توان کار کرد مگر اینکه این دستورها را اجرا کرد، استفا بده! غیر از این است؟ حداقل من پشت خرده گیری هایم به مزدک میرزایی دلایلی از این دست نهفته است.

اما یک سوال. فکر می کنید مثلا اگر مزدک میرزایی استعفا داد به جایی بر می خورد؟ نه! یک نفر دیگر می آید جای مزدک میرزایی که نه تنها بازی را بدتر گزارش می کند، بلکه دفعات بیشتری عمل پاچه خواری را انجام می دهد و با شدت بیشتری. یا مثلا اگر عادل فردوسی پور استعفا بدهد، برنامه نود در بهترین حالت تبدیل خواهد شد به یک چیزی شبیه ورزش از نگاه دو یا توپ طلایی.

حالا (من و) شمای منتقد،  کدام یک را ترجیح می دهید؟ اینکه مزدک میرزایی باشد، گهگاهی پاچه خواری هم بکند اما گزارش هیجان انگیزش را هم انجام دهد. یا تن به ذلت ندهد، استعفا دهد و جایش را به گزارشگران دیگر بسپارد که بدتر گزارش می کنند و بیشترتملق می گویند؟

 

یادم می آید یکی (فکر کنم یاسر عرفات) یک چیزهایی به این مضمون گفته  بود که خیلی وقت ها نجنگیدن به مراتب سخت تر از جنگیدن است. ربطش به این موضوع را خودتان پیدا کنید.

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٢/۱٩
comment نظرات ()