حرف‌های بی‌مخاطب

 

امروز یک اتفاق خوب در دانشکده افتاد:  «افسردگی: سندرم  شریف»

مراسم جالب و خوبی بود به خصوص شرکت اساتید. دست بچه ها درد نکنه بابت برگزاریش واقعا.

حرفهای زیادی می خواستم بزنم. که البته نزدم. با دیدن رفتار جمع و نوع صحبت های مطرح شده بیخیال شدم. (هر چند خوبیش این بود که به جاش بعد از جلسه با یکی از دوستان نزدیک اون صحبت ها را زدیم). ولی یک چیز را از جلسه، از مجموع اکثریت قریب به اتفاق رفتارهای اساتید و دانشجویان، فهمیدم. آن هم این که اکثریت افراد حاضر به قبول مسئولیت خود در مورد وضع موجود نیستند. دانشجویان وضع را می انداختند گردن اساتید. اساتید هم گردن دانشجویان.

بماند که این وسط من اگر جای اساتید بودم خیلی رک برمی گشتم می گفتم مشکل خودتان است! وظیفه من تدریس است نه مرد بار آوردن شماها! می دانم با این حرفها خیلی از بچه های برق شاکی می شوند. اما مهم نیست.

به نظر من درصد عمده ای - خیلی عمده - از جو موجود تقصیر اساتید نیست. آن برخوردهایی که ذکر شد در جلسه فوق فوقش چند درصد اوقات سال ما می شود؟! چند درصد بقیه را ما با هم هستیم و هیچ غلطی نمی کنیم؟! آن زمان که برق را انتخاب می کردم یادم نمی آید در دفترچه انتخاب رشته نوشته شده بود که دانشکده برق شریف جایی است که شما می روید که تربیت شوید!

من منکر مشکلات نیستم. آنهایی تان که بشناسیدم می دانید چقدر شاکی ام خودم. از رنگ در و دیوار دانشکده گرفته تا سیستم آموزشی اداری و ... . اما خواهشا نیایید همه ی بار افسرده بودن را بیاندازید گردن اساتید یا رنگ دیوار یا اینکه چرا دانشگاه لب ساحل نیست. به قول سیامک اگر لب ساحل بود چند درصدتان می رفتید شنا!؟ آن میز پینگ پونگ کنار دانشکده چند نفر استفاده کننده دارد؟!

یادش بخیر فکر کنم ۴ سال پیش بود که جلسه ی پرسش و پاسخی با دکتر علوی - رییس آن زمان دانشکده - برگزار شد. که آن هم به همین بحث ها کشید. و دقیقا همین روش پیش گرفته شد هم از جانب دانشجویان هم اساتید. هیچ کس نخواست بپذیرد مسئولیتش را. الان بعد ۴ سال نگاه کنید. ۴ سال بعد هم امروز را به یاد آورید و نگاه کنید! تا وقتی یاد نگیریم که در قبال رفتار ها و وضع جامعه ای که در آن زندگی می کنیم )اینجا صرفا منظورم از جامعه جامعه ی برق شریف است) مسئولیم، همین آش است و همین کاسه!

در پایان این تذکر را بدهم پیشاپیش که پیش گیری بهتر از درمان است:

لطفا از این کامنت ها ندهید که «مگر اساتیدتمرین نمی دهند؟!» «مگر امکانات تفریحی کم نیست؟!» «مگر فلان استاد وقتی می خواستیم بساط چایی بگذاریم همکف نگفت جو آکادمیک از بین می رود» و ... . اگر خوب نخوانده اید دوباره می گویم: من منکر هیچ کدام از مشکلات و نقش اساتید در تشدید وضع موجود نیستم! حرفم عدم سلب مسئولیت از خود به بهانه نقش دیگران در مشکلات و وضع خودمان است! به خودتان مربوط است! جو افسرده جو دانشکده ماست! نه جو اساتید ما! این قدر به امید اساتید بمانید و تقصیر را گردنشان بیاندازید که ... آنها اهمیت هم ندهند فرقی به حالشان نمی کند! آنی باید پا پیش بگذارد که ذی نفع است!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/٧
comment نظرات ()