حرف‌های بی‌مخاطب

ما از آدمها بت می سازیم

برایم جالب است وقتی می بینم آقای شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه کیهان) علیه آقای خاتمی مطلب می نویسد چرا که به زعم او حرفهایی زده است که خلاف صحبت های امام خمینی بوده است و او را بدین سبب محکوم می نماید.

کاری به این ندارم که سر اینکه حرفهای خاتمی مخالف حرفهای امام بوده است هم بحث است، نکته اینجاست که یک نفر -هر چقدر هم خوب- را آن قدر بالا برده ایم که دیگران را صرفا به خاطر اینکه خلاف او حرف می زنند، خلاف او می اندیشند و خلاف او عمل می کنند محکوم می کنیم.

و جالب ترش برایم اینجاست که این قضیه مختص فرد، جناح یا طرز تفکر خاصی نیست. برای هر کسی و هر طرز تفکری می توان یک امام این طوری یافت که اگر در محفل اعضای پیروی آن طرز تفکر خلاف آن امام حرف بزنی بکوبندت به همان جرمی که خاتمی کوبیده می شود.

***

۱) به این می گویند نوع  بخاصی از افراطی گری. نوعی که حتی در رفتارهای روزمره مان نیز دیده می شود: در روابط دوستانه مان، در روابط درسی مان و در روابط خانوادگی و اجتماعی مان. ما از آدم ها بت می سازیم. و وقتی این بت -به هر دلیلی- شکست(*) فرد نیز می شکند و بی اعتماد می شود نسبت به همه رهبرها، دوستها، آدم ها...

۲) نمونه جالبی از این رفتار -که معیار قضاوت ما نه حرف، نه فکر، نه عمل، بلکه فرد است- را می توان در جنجال ها اخیر پیرامون رضا هلالی دید. خیلی از آنهایی که او را محکوم می کنند توجه به این نکته ندارند که اصولا گرفتن فیلم به آن صورت نه مجاز است نه اخلاقی. و به این نکته هم فکر نمی کنند که خلوت هر کسی پر است از اشتباهات و ایضا خلوت خودشان و خودمان. صرفا چون دل خوشی از رضا هلالی ندارند این قضیه را دست میگیرند. اما اگر طرف کسی باشد که از او دل خوشی دارند، قضیه را به طریقی ماست مالی می کنند. من اسم این را می گذارم هواداری از نوع فوتبالی اش که به قول بهمن باید در متعصبانه ترین نوع خودش باشد. تیمت یا بازیکن محبوبت هر کاری کرد حق با اوست. نمونه اش را موضع گیری راجع به حرکت زیدان شاهد بودیم. خیلی ها (من جمله خود من) زیدان را نه تنها محکوم ندانستیم بلکه استغنای او و بی توجهی او را از موقعیت و فضا (فینال جام جهانی) ستودیم. اما یادم نمی رود که اگر جای بازکن ها بر عکس می شد -زیدان دشنام می داد و ماتراتزی با ضربه سر به زیدان می زد- مسلما باز هم زیدان بود که تبرئه اش می کردم و ماتراتزی را به جرم وحشی گری محکوم. نمونه هایی از رفتارهای این چنینی در زندگی روزمره ما اصلا کم نیست.

 

(*) اتفاقا این بت ها زودتر در نظر افراد می شکنند. چرا که از نظر فرد پرستنده، این بت نباید اشتباه کند ولی از آنجایی که این بت انسان است و جایز الخطا بالاخره یک جا اشتباه می کند. بعضی از این اشتباهات در تعصب افراد حل می شود و ندید گرفته می شود اما برخی شان را نمی توان ندید گرفت و اینجاست که بت می شکند.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٦/٢۳
comment نظرات ()

متن سخنرانی های خاتمی در آمريکا

در حالی که سفر خاتمی به آمریکا در رسانه های خارجی بسیار مورد توجه قرار گرفت، در رسانه های داخلی وضع دقیقا بر عکس بود. رسانه ملی که تقریبا هیچ بازتابی نداد و دیگر رسانه ها (روزنامه ها، سایت ها،...) بیشتر به حواشی سفر او و بازتاب موافقت ها و مخالفت (به خصوص نامه خانم رجبی) پرداختند و عملا کمتر کسی سراغی از متن سخنرانی های خاتمی گرفت.

اینجا می توانید سخنرانی های آقای خاتمی را پیدا کنید و خودتان مقایسه کنید گفتمان و ادبیات کدامیک از دو رییس جمهور قبلی و فعلی به ادبیات صلح نزدیک تر است.

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/٢٠
comment نظرات ()

 

سیاستمداران عزیز! با عرض معذرت باید به عرضتان برسانم که متاسفانه شما نیز روزی خواهید مرد. و باید اضافه کنم خوشبختانه من نیز روزی خواهم مرد.

پس تسویه حساب ما باشد برای آن دنیا. یادتان باشد که یک وکیل خوب بگیرید چون گویا قاضی پرونده از آن قاضی هاست!

دیدارمان به قیامت!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۱٩
comment نظرات ()

 

آدمهایی که می روند تولد بر دو دسته اند:

اول آنهایی که می روند تا با برنامه های شاد و موسیقی و در کنار بقیه بودن شاد باشند.

دوم اونهایی که می روند تولد تا ورود صاحب مجلس را به دنیا گرامی بدارند و به دلیل حضور او در دنیا شاد هستند.

هر دو دسته خوبند. دومی ها بهتر

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۱٩
comment نظرات ()