حرف‌های بی‌مخاطب

انا لله و انا اليه راجعون

همه از اوییم -هر چند برای آدمهایی مثل من بهتر است بگویم همه از آن اوییم- و به سوی او بازمی گردیم -و باز هم برای آدمهایی مثل من بهتر است بگوییم به سوی او بازگردانده می شویم...

 

خوش به حال آنهایی که از اویند و خودشان باز می گردند...

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱۳
comment نظرات ()

 

بگذارید راحت باشیم و در آرامش شربت خنکمان را در حالی که گرمای تابستان پشت شیشه له له می زند نوش جان کنیم و پیش خود بگوییم به ما چه! یکی می آید همه مان را نجات می دهد. بگذارید دلمان را به این خوش کنیم که هر چه ظلم و ستم بیشتر باشد نشانه این است که ظهور منجی نزدیک تر شده است. ما را به این حرفها چه کار؟ شربت خنک را عشق است.

 

                                                                    ***

ای کاش دوره دوره ی نوح  بود و یک سیلی می آمد همه را می شست و می برد. یا دوره ی لوط بود و سنگی می بارید و همه شان را از دم نابود می کرد. ای کاش موسی می آمد و این به ظاهر آدمهایی که سنگ او را به سینه می زنند یکجا جمع می کرد و با خود به رود نیل می برد و این بار رهایشان می کرد همان جا.

                                                                    ***

آهای همه ی اونایی که تو دلتون می گفتید بگذارید بمیرند به درک! همه اونهایی که خوشحال بودید که اسراییل داره ریشو های متحجر رو از ریشه می کنه. با شمام. دلم می خواد الان ببینمتون. هنوزم میتونید بگید به درک؟!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۱٠
comment نظرات ()

تنبيه

تنبیه (که فکر می کنم به معنای آگاهی دادن یا متوجه کردن باشد) وقتی به کار می رود که فردی کار خطایی کرده است و می خواهیم او را متوجه اشتباهش کنیم. تنبیه انوع مختلفی دارد روحی و جسمی. و احتمالا با من هم عقیده هستید که تنبیهات روحی آزار دهنده تر هستند.

از دیگاه دیگری من تنبیه را به دو دسته تقسیم می کنم: تنبیهات خود خواسته و تنبیهات خارجی. تنبیهات خود خواسته توسط خود فرد اجرا می شوند و تنبیهات خارجی توسط دیگران.

از بین این دو برای من تنبیهات خود خواسته معمولا شدید تر بوده اند. برای همین نیازی به تنبیهات خارجی نبوده است. اما مدتی شل گرفتم و از شدت تنبیهات خود خواسته ام کاسته شد. در نتیجه الان که محتاج تنبیه هستم از سوی یک عامل خارجی و بر خلاف همیشه به شدید ترین وضع ممکن دارم تنبیه می شوم.

ناراضی باشم؟ اصلا.  تنبیه اصولا خوب است. آدم را متوجه اشتباهاتش می کند. و مهم تر از همه این که آدمی تنبیه شود -حالا یا توسط خودش یا هر کس دیگر- نشان خوبی است. اگر توسط خودش تنبیه شود یعنی این قدر سرنوشتش و خودش برای خودش مهم هست که تنبیه را به جان بخرد. و اگر از طرف کس دیگری تنبیه شود نشان دهنده این است که کسی وجود دارد که سرنوشت این آدم برایش مهم است.

اما بدترین شکل تنبیه: بعضی مواقع مادرها بچه ها را با بی توجهی شان تنبیه می کنند. در ظاهر نشان می دهند نسبت به کودکشان بی توجه هستند در حالی که ته دلشان چیز دیگری است. این به واقع بدترین شکل تنبیه است. یادم باشد هیچ وقت بچه ام را این جوری تنبیه نکنم!

پی نوشت: بی رگ شنیدین؟ بدترین آدمهای دنیا آنهایی اند که بی رگند!

بی رگ دیدین؟ حالا ببینین.

   + امیر حسام صلواتی ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٩
comment نظرات ()

الگوی مصرف-۱

    اخیرا مشکل انرژی به یکی از مشکلات اساسی کشور ما بدل شده است. سوای بحث بنزین که از قدیم نیز مطرح بود بحث برق نیز اضافه شده. مشکل در هر دو بخش( بنزین و برق) به صورت کمبود بروز پیدا می کند. برای بنزین با واردات مشکل حل می شود اما برای برق راهی جز خاموشی نداریم (هر چند برق هم در ساعاتی از روز وارد می شود اما کفاف ما را نمی دهد).

اولین راه حلی که به ذهن می رسد افزایش ظرفیت تولید است: احداث پالایشگاه برای بنزین و نیروگاه برای برق.

اما در کنار این راه حلهای نسبتا کوتاه مدت راه های بلند مدت تری را نیز باید در نظر گرفت که به نظر من مهمترین آنها تغییر الگوی مصرف مردم و تعیین جایگزین است (که البته برای برق جایگزینی معنا ندارد!).

من یک مقدار راجع به الگوی مصرف (به ویژه در قسمت برق) فکر کرده ام و راه حل های زیر برای تغییر الگوی مصرف مردم* به ذهنم رسید:‌

۱) ساعت مصرف: این مورد موردی است که روی آن اکنون هم تبلیغ می شود: در ساعات اوج مصرف کارهای غیر ضروری نظیر اتو کردن لباس شستن و ... را انجام ندهید. اصاولا هر چه در این مورد تبلیغ بیشتر شود بهتر است. کارهای دیگری نظیر بیشتر بودن بهای برق مصرفی در ساعات اوج مصرف (که اگر اشتباه نکنم الان هم اینجوری است) یا تشویق و تخفیف به مشترکینی که در ساعات اوج مصرف کمتر برق مصرف کرده اند می توانند سیاست های خوبی باشند.

۱) نوع وسایل:استفاده از وسایلی که مصرف کمتری دارند‌ (نظیر لامپهای کم مصرف -با همه مشکلاتشان- یا وسایلی با برچسب انرژی بهتر) کمک شایانی به کاهش مصرف می کنند. این هم موردی است که اخیرا تبلیغات روی آن شدت گرفته اند و به نظرم جا دارد شدت بیشتری بیابد تا قشنگ برای مردم جا بیافتد.

۳) الگوی روشنایی: ویژگی اکثر خانه های ایرانی این است که روشنایی شان مرکزی است: یک لوستر چند شاخه در مرکز هال و پذیرایی (اگر فرض کنیم اتاق ها با لامپ های ساده روشن می شوند) برای روشنایی به کار برده می شود. علاوه بر اینکه مصرف این روش بالاتر است گوشه های اتاق ها را نیز خوب روشن نمی کند. مثلا مرز هال و پذیرایی خوب روشن نمی شود وقتی فقط لوستر وسط هال روشن است. در حالی که اگر دقت کرده باشید روشنایی خانه های خارج از ایران (که نمونه اش را در هتل های داخل ایران هم می توان دید) مبتنی بر روشنایی محلی هستند یعنی تعدادی آباژور با لامپ های به مراتب کم مصرف تر (مثلا ۶۰ به جای ۱۰۰ وات)**. که هم روشنایی بهتری ایجاد می کند هم مصرف کمتری دارد (کافی است فرض کنیم به جای دو لوستر ۶ شاخه ۶ تا آباژور داشته باشیم. این یعنی نصف مصرف قبل).

اینکه چه جوری جای وسایل روشنایی را تنظیم کنیم تا با کمترین تعداد وسیله بیشترین مقدار روشنایی را داشته باشیم به نظرم موضوعی است که جای کار دارد ( هر چند فکر می کنم یکی از تخصص های دکوراتور ها همین باشد).

هر چند این مورد تا حدی سلیقه ای است (یعنی اینکه سلیقه ایرانی این طور است) اما فکر میکنم می شود در دراز مدت روی سلیقه مردم کار کرد (ساده ترین راهش این است که تبلیغ کنیم خانه های خارج این جوری است!)

(و بنا به سلیقه  شخصی کلا با این سبک آباژوری بیشتر حال می کنم. یک جورهایی آرامش بخش تر است).

۴) اضافه کردن هوشمندی به وسایل برقی: ابتدا بگذارید با یک مثال منظورم را روشن کنم: راه پله هایی که سیستم روشنایی شان تایمر دارند یک مثال خوب از سیستم های هوشمند (با حداقل هوش) هستند. می توان این سیستم ها را بسط داد مثلا سیستم های روشنایی ساخت که با یک سنسور ساده حضور فرد را در راه پله یا اتاق حس کنند و لامپ را روشن کنند و وقتی فرد اتاق یا آن طبقه را ترک کرد چراغ را خاموش کنند. نمونه کاربرد دیگر این سیستم ها می تواند بزرگراه ها باشد: در طول شب که تردد خودروها تک و توک است روشنایی بزرگراه ها خاموش باشد. اما به محض حس کردن حضور یک خودرو (با استفاده از مثلا Sensor Networkها) چراغ های بزرگراه تا فاصله ۵۰۰ متری روشن شوند. این طوری نه تنها در مصرف برق صرفه جویی می شود بلکه از آلودگی نوری نیز کاسته شده و آسمانی زیبا تر خواهیم داشت!

(و یک ایده دیگر که خیلی بیشتر از ایده های بالا راه دارد تا عملی شود این است که روی وسایل برقی سیستمی پیاده کنیم تا مثل GPRS سیستم موبایل عمل کنند: خودشان این قدر هوشمند باشند که کارهای غیر ضروری را در مواقع پر مصرف انجام ندهند. مثلا اتوی شما فقط از ساعت ۱۰ شب به بعد روشن شود!)

۵) شعار هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش: در کوتاه مدت فکر می کنم این ساده ترین راهی است که می تواند به کاهش مصرف برق کمک شایانی بکند.

۶) استفاده بهینه از روشنایی روز: همان بحث شیرین تغییر ساعت ها که فکر می کنم اقلا تا ۴ سال باید قیدش را زد!

 

نکته اول:احتمالا این نوشته ها را بعدا تصحیح و اضافه هم خواهم کرد.

نکته دوم: اگر فرصت شد راجع به بنزین هم می نویسم.

نکته سوم: از قدرتی های عزیز عذر می خواهم که در کارشان دخالت کردم!

*اینکه می گویم الگوی مصرف مردم برای این است که رشد برق مصرفی ایران در بخش خانگی از صنعتی بیشتر است و این نکته مثبتی نیست.

** البته بنده بالشخصه خانه های خارج نشینان را زیارت نکرده ام اما از روی چیزهایی که دیده ام اینگونه برداشت کردم (اگر نخورده ایم نان گندم دست مردم که دیدیم!).

   + امیر حسام صلواتی ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٧
comment نظرات ()