حرف‌های بی‌مخاطب

 

- "The kingdom of God is within you".

-- And what if there is no "you"?

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۱
comment نظرات ()

 

بعضی حرفها هست که ته حلقومت گیر می کنند و بالا نمی آیند. بعضی حرفها هم هستند که سر زبانت گیر می کنند و گفته نمی شوند.

دسته اول آنهایی هستند که دلت می خواهد بگویی اما نمی توانی. اما دسته دوم را می توانی بگویی اما نمی خواهی.

اما چه فرقی می کند؟ به هر حال جفتشان ناگفته می مانند...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٦/۱
comment نظرات ()

 

دیشب که پسر دایی ام داشت می رفت هند بهش گفتم برو حالشو ببر. میریو از دست این گیر بازار خلاص می شی. برگشته بهم میگه نمی دونم چرا امسال همه همینو بهم می گن. دو سال پیش که می رفتم کسی از این حرفها نمی زد.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۳٠
comment نظرات ()

 

هفته پیش کارم شده بود goodbye party رفتن

این هفته کارم شده است رفتن به فرودگاه

و هفته های بعد احتمالا کارم حسرت خوردن خواهد بود...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/۳٠
comment نظرات ()

 

"He who can no longer pause to wonder
and stand rapt in awe, is as good as dead;
his eyes are closed."

Albert Einstein

این آدم واقعا قابل تحسین است...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢۸
comment نظرات ()

 

آنهایی که تا بهشان نگویی کاری را انجام نمی دهند مثل راننده هایی هستند که تا برایشان چراغ نزنی کنار نمی روند.

آنها هیچ وقت در زندگی آدم موفقی نمی شوند همان طور که آن راننده ها نیز راننده های خوبی نخواهند شد.

   + امیر حسام صلواتی ; ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٥/٢۸
comment نظرات ()