حرف‌های بی‌مخاطب

جواب

در جواب df که نوشته بود:

۱- من نمی‌فهمم، حمايت از مقاومت چه ضرری برايش دارد؟ اگر حمايت باشد قدرتش بیشتر نمی‌شود؟ احتمال از بین رفتنش کمتر نمی‌شود؟ و اگر مصر و عربستان هم از مقاومت حمايت می‌کردند، روش جنگیدن اسرائيل به همين شکل می‌بود؟ تازه حمايت ما تا حالا بيشتر تبليغاتی بوده تا عملی، مقايسه کنيد با حمايت امريکا از اسرائيل. ضررهاش رو بگو.
۲-
واقعاْ به نظر تو پرهيز از حتی يک حمايت خشک و خالی بهترين کمکه؟ من اين کاری که عرب‌ها با این توجیه یا هر توجیه دیگه‌ای می‌کنن رو از سر تقوا و خویشتن‌داری برای رسیدن به نتیجه‌ی احسن نمی‌بينم، اون چيزی که من می‌بينم ترس در کنار عافيت‌انديشی. جدای از این، اين يک سنت تو اين سرزمينه که هر وقت يکی برای حق بلند می‌شه، بقيه بی‌تفاوت بشن و به بهانه‌های مختلف دورش رو خالی کنن. امت هنوز تو کوچه پس‌کوچه‌های کوفه زندگی می‌کنن.

۳- این‌که گفتم «حق و باطل مستقل از ناظره و همه به خاطر قضاوت‌هاشون مسئولن» يعنی اين‌که بايد برای کشف حق وسواس داشت و تا شواهد کامل نيست قضاوت نکرد و از دور نظر نداد. مردم هر روزه رو هوا کلی قضاوت می‌کنن و اصلاْ دقت ندارن که مسئولن. اصلاْ توجيه‌پذير نيست از دور به ۲ بودن ۳ حکم کنيم و بر اساس اين حکم عمل کنيم و فردا بگيم من فکر کردم ۲ بود. و این‌که گفتم «همين‌طور به خاطر ناظر موندنشون» یعنی اين هم توجيه‌پذير نيست که چون از دور نمی‌تونيم تشخيص بديم پس بی‌خيال، قضاوتی نمی‌کنيم، عملی هم انجام نمی‌ديم.
خيلی از چند صدايی‌ها برای کوتاهی در قضاوته.

می نویسم:

1)       یک مثال مع الفارق از جایی که حمایت ضرر دارد: حمایت آمریکا از روشنفکران ایرانی با دادن مثلا پول. چیزی جز دردسر برایشان داشت اینجا؟ یا مثلا حمایت یک مافیا از یک مافیا در بازی مافیا جز ضرر است برای مافیای دوم؟ (دقت کن مثال هایم صرفا برای نشان دادن جایی است که حمایت مضر است. قصد مقایسه ندارم که مثلا شرایط الان عین شرایط بازی مافیا است).

 اینکه اگر اعراب هم حمایت می کردند قضیه فرق می کرد. اون موقع حامی خودش تحت فشار نبود. اینجا حامی تحت فشار است. خودش وجهه بین المللی که ندارد هیچ کلی مسئله هم خودش دارد. از دید کشورهای دیگر اینجا مثل حمایت مافیا از مافیا است.

2)       آره پرهیز ایران (و نه باقی کشورها) از لبنان و فلسطین کمک خوبی است. نمی گویم بهترین است اما از حمایت کردن بهتر است.

3)       آره برای قضاوت باید رفت و تحقیق کرد. شکی در این نیست. اما باز هم فکر می کنی مطلق خواهد بود؟ فی المثل این همه سنی داریم. کاری به عوام الناسشان ندارم. علمای بزرگشان هم سر حرف خود هستند و شیعه را بر راه غلط می انگارند ما هم آنها را. حق با کیست؟ در ضمن چه کسی می تواند ادعا کند رفته است و تا ته قضیه را هم در آورده است؟ من یکی که نمی توانم ادعاکنم.

4)       دقت کن: من نمی گویم هر کس برای حق بلند شد عافیت طلب باش و بیخیال باش و به تو چه. اما همیشه که زمین نشستن هم دال بر بزدلی نیست! اگر این طوری بود پس نعوذ بالله از اما حسین به بعد همه ائمه ترسو بودند که شمشیر برنداشتند. از دم ترسو بودند که وقتی بعضی صحابه شان می آمدند می گفتند ما قیام کنیم می گفتند دست نگه دارید الان نه. تدبیر هم چیز خوبی است. از حق باید حمایت کرد. کسی هم که برای گرفتنش قیام می کند را هم باید یاری کرد. اما نوع یاری همیشه به معنی دادن اسلحه یا هم کلامی و ... نیست.

تدبیر چیز خوبی است. همیشه اولین راه حل لزوما بهترینش نیست.

5)       یک بدی دیگری که این طرز حمایت دارد این است که مردم خودمان را زده کرده است. من به شدت با این حرف موافقم که این سیاست مثلا صدا و سیما که هر شب آمار تک تک مجروح های فلسطینی را اعلام می کند اما کلی از اخبار مهم را سانسور می کند به شدت حال به هم زن و خسته کننده است. راحت تر بگویم: حرصم را در می آورد. این به این معنی نیست که من بگویم مردند که مردند به درک! نه. یا اینکه به من چه! من مشکلم با آن فلسطینی ها یا لبنانی هایی که واقعا مظلوم واقع شده اند نیست. مشکلم با سیاست های ایران است. نمونه این سیاست های حمایتی را در حمایت از شهدا هم دیده ایم. نتیجه؟! کسانی که باید گرامی ترین افراد این مملکت باشند (و همه جای دنیا هم گرامی داشته می شوند) اینجا جز نا محبوب ترین افراد هستند. غیر از این است؟!

6)        به نظر من یک سیاست مدار قبل از هر چیز وظیفه دارد هوای مردم کشورش را داشته باشد. اگر فلسطینی ها مسلمانند ایرانی ها هم هستند. اگر لبنانی ها شیعه اند ما هم هستیم. وقتی حمایت از آنها برای مردم کشورم ضرر داشته باشد من باشم نمی کنم حتی اگر خودم دو آتشه ترین حامی حزب الله باشم. وقتی کسی ریاست جمهوری کشوری را دارد باید ورای خواسته ها و گرایشات شخصی خودش تصمیم بگیرد. اگر مردم راضی باشند قبول. بروند اصلا اسراییل را هم موشک باران کنند. اما اگر مردم راضی نباشند چه؟! (و صد البته که معلوم نخواهد شده واقعا راضی اند یا نه. لازمه اش نظر خواهی است که الحمد لله میانه خوبی با آن نداریم.)

مخلص کلام من اینست:

من نه مشکلی با مقاومت فلسطین دارم نه با حمایت کردن از آنها. مشکل من با نوع حمایت است و با سیاست هایی که الان در حمایت از مردم فلسطین به کار گرفته می شود.

 

 

 

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢٩
comment نظرات ()

يک نظر

این کامنت را برای این مطلب در این وبلاگ گذاشتم:

منم با اینکه دلیلش بی تفاوتی نیست موافقم. خود من به عنوان یک وبلاگ نویس نوعی خیلی هم این مسئله را این روزها در اخبار دنبال می کنم. اما در وبلاگم چیزی ننوشتم. بخشی از علتش همان است که اشاره کردید اما تنها دلیلش هم این نبوده است. علت اصلی نداشتن اطلاعات کافی بوده. بالشخصه به اطلاعاتی که از رسانه های ایرانی می گیرم اعتماد ندارم و همین احساس را نسبت به اطلاعاتی که از رسانه های آن طرف هم می گیرم دارم. یعنی فکر می کنم شاید فقط کسانی که الان در لبنان و فلسطین هستند اطلاعات درست و دقیق دارند که با اطلاعاتی که به ما می دهند فرق می کند. احساسم این است که فلسطین و به ویژه لبنان این وسط بیشتر از اینکه خود با اسراییل مشکل داشته باشند قربانی ستیز بین ایران و آمریکا و اسراییل شده اند. به نوعی دارند هزینه حمایت های ایران از خودشان را می دهند. حمایت هایی که اگر نبود شاید هم برای ما هم برای آنها بهتر می شد.

پس نوشت: بد نیست یک توضیحی بدهم. اول از جواب کامنت ها شروع می کنم: شهادت بد نیست.  به حق و باطل هم اعتقاد دارم.

منظور من این نبود که اسراییل خوب است و حزب الله بد. من به شدت از اسراییل بدم می آید و با وجودش کلا مشکل دارم. اما بحث من از اساس چیز دیگری بود. حمایت بد نیست. اما حمایتی که باعث شر برای فرد یا کشور مورد حمایت شود بد است. این دقیقا کاری است که ما می کنیم. حمایتی می کنیم که باعث شر است. حمایتی که باعث شر شود نباشد بهتر است.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢٦
comment نظرات ()

تونل

امروز صبح همت چهره عجیبی داشت. به قول یکی می شد با دنده ۵ یک سره از این طرف تهران رفت اون طرف. این تونل رسالت عجیب حالی به ما داد امروز! اما اخبار حاکی است به جای همت تونل رسالت شلوغ شده بوده. به خصوص سمت غرب به شرق که گویا دهانه خروجی اش تنگ تر است. ملت ندید بدید هم که سریع رفته بودند تونل را ببینند ما هم که متحجر و سنتی به همون همت چسبیدیم! (هر چند صبح حواسم نبود که تونل افتتاح شده و گرنه خودم اول صف ندید بدیدا بودم!) عوضش عصر موقع برگشتن از تو تونل اومدیم. توش که خیلی خوب خلوت بود. اما خود رسالت این بار شلوغ بود. اگر خود رسالت هم خلوت شه میتونم امیدوار باشم مسیری که هر روز تقریبا یک ساعت رفتنش وقت می گیره رو یک ربعه طی کنم! فکرشو بکن...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢٥
comment نظرات ()