حرف‌های بی‌مخاطب

 

قابل توجه همه آنهايی که دلشان برای لين چان و ليانگ شامپو تنگ شده!

هر شب ساعت ۱:۳۰ شبکه ۱!

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/٥
comment نظرات ()

 

ديروز دوم خرداد بود. کاری به تحليل های سياسی ای که حوالی اين روز ميشه ندارم. فقط می دونم خيلی بيشتر از اون چيزی که فکر می کردم دلم براش تنگ شده...

هر چی که نبود اقلا نگران اين نبودم که رييس جمهور کشورم...

ولش کن

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/٤
comment نظرات ()

 

خيلی سعی کردم آن عکس معروف را گير بياورم. نشد.

اما به هر حال سوم خرداد همه آنهايی که مثل من هر سال ذوق می کنند که خرمشهر ۲۴ سال پيش باز پس گرفته شد مبارک باشه

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۳
comment نظرات ()

سياه

بعضی چيزها مثل هجوم سريع ابرهای سياه به آسمان به آسمان زندگی می مانند.

احساس ترس را در آدمی القا می کنند و تا وقتی نباريده اند نمی دانی چه موهبتی هستند...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۳۱
comment نظرات ()

 

يه چيز رو خيلی دوست دارم:

اينکه در طول روز به همه ی اون کارهايی که بايد می رسيدی رسيده باشی و آخر شب دو ساعت وقت زياد آورده باشی فقط و فقط مال خودت.

بتونی پاتو بندازی رو اون پات تکيه بدی يه فيلم ببينی يا دراز بکشی و کتب بخونی و يا مهم تر از همه: همه چراغها رو خاموش کنی يه بالشت بگذاری زير سرت و دراز بکشی فوتبال نگاه کنی.

بعدشم دو نصف شب وقتی همه خوابن تازه بيدار باشت شروع شه!

ای که چه حالی ميده!

فکر کنم به اين ميگم نظم!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۳۱
comment نظرات ()