حرف‌های بی‌مخاطب

 

امروز توی کلاس تئوری اطلاعات نشسته بودیم که استاد قضیه ای را ثابت کرد به این مضمون که «در کدهای بهینه، کلماتی که احتمال وقوع بیشتری دارند طولشان کمتر است» (حالا شما به مضمونش کار نداشته باشید! مثالهاش رو نگاه کنید!) بعد برای اینکه مطلب جا بیفته مثال زبان را زد. گفت مثلا در زبان فارسی یکی از لغات پر کاربرد آب است که دو حرف است. یا مثلا در ایران قدیم موسیقی جایگاه مهمی داشته است و اسم سازها دو سه حرفی هستند مثل تار و دف و ... یا مثلا اسم رنگ ها. لذا لغت های پر کاربرد طول کمتری دارند.

اینها را که گفت مخ من و دوستم تازه افتاد به کار! به دو تا نتیجه ی جالب رسیدیم:

اول اینکه با استفاده از این قضیه و طول کلمات می شود تا حدی فرهنگ کشور ها را بررسی کرد که چه چیزهایی برایشان مهم تر و لذا پرکاربرد تر بوده است. مثلا لغات بابا و ماما کلا در همه ی زبان ها کوتاهند. (اب و ام در عربی،‌ mom و dad در انگلیسی و غیره که بلد نیستم!). خیلی پایه ام این کار را انجام دهم.

دومین نتیجه ای که گرفتیم نتیجه ی مستقیم قسمت اول است و آن اینکه  لغات کوتاه باید کاربرد بیشتری داشته باشند. تمام لغات بالا هم حرف ما را تایید می کنند. منتها اولین نتیجه ای که بعد از زدن این حرف گرفته می شود این است که فرهنگ ایرانیان باید عجب فرهنگ کثیفی بوده باشد! کافی است به این نکته دقت کنید که اکثر فحش ها و کلمات کاف دار و ... سه حرفی هستند و لذا باید کاربرد زیاد تری می داشته اند! جالب این است که در مورد این لغات در زبان انگلیسی هم می توان همین حرف را زد: طولشان نسبتا از بقیه کمتر است!!

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢۳
comment نظرات ()

 

می دانی تهی چیست؟! نمی دانی؟! منم نمی دانستم!

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٢٢
comment نظرات ()