حرف‌های بی‌مخاطب

 

- like to keep busy?

- yeah it's enemy of thought.

منم اين وسط موندم طرف کدوم رو بگيرم keepping busy رو يا thought رو!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۳
comment نظرات ()

زهد مدرن

پیش نوشت: در این متن از واژه زهد به کرات استفاده شده است. منظور از زهد گوشه نشینی و دوری از جامعه است یعنی شکل منفی آن.

 

زهد در اسلام بسیار نکوهش شده است. در موارد بسیار دیده شده که پیامبر گوشه نشینی به قصد عبادت را به شدت نهی کرده اند و  اصولا وقتی یک گوشه نشستن برای کاری به ارزش عبادت نهی شده است مسلما برای دیگر مقاصد نیز این گوشه نشینی کاری غلط است.

   اینجا دو احتمال مطرح است. یکی این که این گوشه نشینی به این دلیل نهی شده است که باعث بی کاری بی عاری است و بی عاری مکروه است اگر حرام نباشد(در مورد علتش سخنی به میان نمی آورم.صرفا گزاره ای توصیفی می گویم). یعنی گوشه نشینی نه به این دلیل که فرد تنهاست، بلکه به این دلیل که فرد را تنبل بار می آورد نهی شده است. این احتمال این نتیجه را در بر دارد که اگر فردی کار می کرد اما در عین حال کوشه نشین و گوشه گیر بود اشکالی ندارد.

   احتمال دوم این است که گوشه نشینی به صرف گوشه نشستنش ایراد دارد. این احتمال با توجه به اینکه در اسلام به شدت روی فعالیت های جمعی(مثل نماز جماعت) و کلا توده مردم (تکرار کلمه ناس در قرآن و حق الناس و …) تکیه شده است به نظر من منطقی تر است. بنابر این من اینجا نتیجه می گیرم دلیل اصلی نفی زهد این است که فرد از جامعه جدا می شود و بی عاری دلیل فرعی تر است. این بحث را داشته باشید فعلا.

 

 

    بیایم به جامعه دور و بر خودم. به نظر من کاری که من و بسیاری از امثال من حداقل از قشر دانشگاهی می کنیم خیلی فاصله ای با آن زهد ندارد. بگذارید از فعل جمع استفاده نکنم و راجع به خودم صحبت کنم. زندگی روزانه من اکثر اوقات در دانشگاه می گذرد  یعنی در یک جامعه بسیار کوچک که حتی در این جمع کوچک هم عموما در گروه های بسیار کوچکتر چند نفره هستم  که درصد بالایی از این وقت به فعالیت های درسی و پژوهشی می گذرد و مقدار خیلی کمی از آن اختصاص به تعامل با جامعه دور و برم دارد. این یعنی من حتی با میان جامعه کوچک دور و بر خودم هم عملا تعامل چندانی ندارم چه برسد به جامعه بزرگتری که عضو آن هستم.

    من حالت حدی این قضیه "زهد مدرن" هستم. اما درجات ضعیف تر آن را می توان در تقریبا تمام دانشجویان دید چه در رشته های فنی چه در بقیه رشته ها. کل ارتباط دانشجو می شود با یک جامعه بسته از اطرافیان دانشجو. نتیجه می شود همانند آن چه در انتخابات دیدم. ساز قشر دانشجو کلا متفاوت با سازی بود که مردم زدند حالا درست یا غلط.

  

 

   به نظر من همان طور که زهد به آن شکل مکروه است، به این شکل هم ایراد دارد چه اگر گوشه نشینی خوب بود می گفتند هر کس برود کار کند چرخ مملکت را بچرخاند و به جامعه هم کاری نداشته باشد. در حالی که کاملا عکس این توصیه شده است. گرایش به سمت جمع است (ید الله مع الجماعه اگر اشتباه نکنم). و این درست خلاف مسیری است که من و بسیاری از دور و بری های من طی می کنند. این مسیر خطرناکی است چرا که فردا روز از همین قشر است که مسئولان مملکت انتخاب می شوند. و وای به کشوری که مسئولانش ساز خلاف با مردمش بزنند.

(دقت کنید من نمی گویم از فردا همه بروند بنشینند هر کاری توده مردم کردند بکند. من می گویم نباید به صرف اینکه با افعال توده حال نمی کنم بنشینم دور و بر خودم پیلیه ای بتنم و برای خودم زندگی کنم).

 

پی نوشت: به احتمال زیاد متن بالا دستخوش تغییراتی خواهد شد چرا که افکار من هم در این زمینه در حال شکل گرفتن هستند و هنوز تکمیل نشده اند. اگر می بینید الان این متن را اینجا گذاشته ام برای این است که شما هم فکر کنید و نظر دهید.

 

کلام آخر: هنوز یک مسئله هست که به شدت برایم مبهم است و آن علت این است که گوشه نشینی نکوهش شده است و تاکید روی جمع قرار گرفته است. اگر هدف صرفا ساختن انسان خوب و رستگاری بوده با گوشه نشینی هم می توانسته محقق شود.

 

   

 

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢۸
comment نظرات ()